|
کلینیک گیاهپزشکی سبز گستران کلینیک گیاهپزشکی سبز گستران
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مرکبات به کودهای اصلی و به مقدار کافی کودهای ثانویه و فرعی نیازمندند.
کمبود یک یا چند عنصر شدیدا بر روی رشد, باروری, اندازه و کیفیت میوه تاثیر
میگذارد. علائم زیر از نمونه های کاملا بارز کمبود میباشد. ولیکن کاهش
کمیت و کیفیت محصول در نبود این علائم نیز دیده شده است. کمبود آهن به تدریج که کمبود توسعه مییابد برگها کرم رنگ شده و به سفیدی میگرایند. رگبرگها نیز رنگ سبز خود را از دست میدهند, در کمبود شدید برگها کوچک و چروکیده میگردند. میوهها کوچک و بیرنگ میشوند. سرشاخهها خشکیده و میمیرند. ممکن است شاخهای یا قسمتی از درخت و یا چند درخت در باغ آلوده شده و بقیه علائم کمبود را نشان ندهند. برای رفع علائم کمبود، کود مایع آهن فوسین و یا کود آهن فری شل 54 مصرف نمایید کمبود روی با شدت یافتن کمبود, رنگ پریدگی و خال خال شدن برگها دیده میشود. این علائم در لیمو دیده نمیشود. برگها کوچک و رنگ پریده شده و بیشتر جوانههای انتهایی آلوده میگردند. در کمبود شدید سرشاخهها خشک میگردند. برای رفع علائم کمبود، کود مایع روی فوسین مصرف نمایید کمبود منگنز بین رگبرگها بیرنگ میشوند. در حالت شدید منطقه بین رگبرگی رنگ سبز و سفید بخود گرفته و برگها شروع به ریزش میکنند. علائم کمبود منگنز بیشتر در قسمتهای فوقانی درخت و در زمان رشد بهاری مشاهده میگردد. برای رفع علائم کمبود، کود منگنز فوسین مصرف نمایید کمبود منیزیم با توسعه کمبود منیزیم برگها به رنگ قهوهای روشن ( برنزی ) درمیایند. بهتدریج برگها نکروزه شده شروع به ریزش مینمایند. کمبود منیزیم در برگهایی که به رشد کامل رسیدهاند, دیده میشود. این علائم بهخوبی در پایان تابستان و در طول پائیز و زمستان مشاهده میگردد. برای رفع علائم کمبود، کود منیزیوم فوسین مصرف نمایید کمبود بر کمبود بر باعث قهوه ای / سبز تیره شدن برگها می شودو ممکن است پدیده خیس شدنwatersoak برگی ایجاد شود.برگها ضخیم و پیچیده رگبرگها بصورت مشخص در سطح برگ دیده می شوند.پوسته ترک می خورد ومیوه کوچک مانده. مقدار اب در میوه وقند ان نیز کاهش می یابد.بطور معمول میوه ها قبل از رسیدن ریزش می کنند در نتیجه افت محصول ایجاد می گردد.مشخصا پوست میوه ضخیم شده که باعث تغییر شکل میوه میشود. برای رفع علائم کمبود، کود مایع بُر فوسین مصرف نمایید کمبود کلسیم کمبود کلسیم باعث زرد شدن لبه برگ می شود . برگها بد شکل وغالبا به سرعت می ریزند .رشد ریشه کاهش می یابد و ممکن است پوسیده شود .سرشاخه درختان می خشکد ورشد به تعویق می افتد .نتیجتا اندازه میوه کاهش می یابد که باعث کاهش محصول می شود.کمبود کلسیم باعث افزایش لکه قهوه ای شدن میوه می شود .ترک های ایجاد شده در زیر لبه پوست شکافته شده واز پوست جدا میشوند. برای رفع علائم کمبود، کود کلسیم فوسین مصرف نمایید کمبود مس در اثر کمبود مس تعداد بسیاری شاخه ها پیجپیده ،زاویه دار،بدون برگ ،وخشکیده می گردند.درخت بوته ای و مترکم می شود.توده های صمغ در زیر پوست یا نزدیک گره برگ رشد می کنند.میوه ها معمولا ترک می خورندو لکه های قرمز وقهوه ای ،سیاه در روی پوست میوه به وجود میایدومقدار اب میوه کاهش می یابد وصمغ ممکن است در بند جمع شود. برای رفع علائم کمبود، کود مس فوسین مصرف نمایید [ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 3:15 ] [ شایان فقانی ]
● پاتولوژی گیاهی: (Plant Pathology ) پاتولوژی گیاهی به علم مطالعهی بیماریهای گیاهی گفته میشود، این علم عوامل بیماریزا، چگونگی ایجاد بیماری، چگونگی فعل و انفعلات، ارتباط میان گیاه میزبان و عوامل تولیدکنندهی بیماری آن و درنهایت روشهای مبارزه با آنها را مورد بررسی قرارمیدهد. ● بیماریشناسی گیاهی: (phytopathology ) علم مطالعهی بیماریهای گیاهان، شناسایی، مطالعه و مبارزه با عوامل زیانآور به گیاه و فرآوردههای گیاهی و آثار ناشی از این عوامل. ● بیماری فیزیولوژیکی: (physiological disease) هرگونه اختلال در فیزیولوژی گیاه که عامل آن موجود زنده نباشد مانند اختلال ناشی از کمبود مواد غذایی، سرمازدگی و آلودگی هوا. بدیهی است همه بیماریها جنبه فیزیولوژیکی دارند ولی اصطلاح دربیماری فیزیولوژیکی اغلب به معنایی است که دربالا آورده شده ● بیمارگر: (Pathogen) پاتوژنها به دو گروه زنده Animate و غیرزنده Inanimate تقسیمبندی میشوند که عامل تولید بیماری هستند. ● پارازیتیسم: (Parasitism) رابطهی میان انگل و میزبان که دراکثر مواقع به ضرر میزبان تمام میشود. ● پارازیت: (Parasit) یا انگل به موجودی گفته میشود که حداقل یک قسمت از چرخهی زندگی خود را داخل یا روی موجود زندهی دیگر که به آن میزبان یا host گفته میشود به سرمیبرد و تمام یا قسمتی از موادغذایی موردنیاز خود را از آن موجود کسب کند. ● انگلهای اجباری: (Obligate Parasite) یعنی برخی از پاتوژنها مانند ویروسها، نماتدها و عدهای از قارچها برای تغذیه و تکمیل چرخهی زندگی خود، وابستگی کامل به سلول زندهی میزبان دارند و درمحیط غذایی غیرزنده قادر به رشد نمیباشند. ● ساپروفیت اجباری: (Obligate Saprophyte) قادر به تغذیه از سلول زنده نمیباشند بلکه موادآلی موردنیاز خود را از منابع غیرزنده یا بقایای پوسیده تامین میکنند مانند باکتریها، مایکوپلاسماها و بسیاری از قارچها که قادرند هم از سلول گیاهی و هم درمحیط غیرزنده رشد کنند. ● دورهی بیماری: فواصلی که درتوسعهی یک بیماری رخ میدهند را دوره یا چرخهی بیماری مینامند که شامل مراحل زیراست: ▪ تلقیح: (Inoculation) عبارت از تماس عامل بیماریزا با گیاه است. عامل بیماریزا را مایهی تلقیح میگویند. ▪ رخنه: (Penetration) رخنه عبارت از ورود عامل بیماریزا مستقیم یا از منافذ طبیعی و زخمها به داخل میزبان صورت میگیرد. قارچها، نماتدها و گیاهان گلدار انگل میتوانند به داخل گیاه نفوذ کنند. محل تماس قارچ با سطح گیاه کمی متورم شده و آپرسوریوم (Appresorium) تشکیل میشود ازمحل آپرسوریوم یک هیف ظریفی به نام میخ رخنه خارج شده و به کمک آن وارد گیاه میشود. گیاهان انگل گلدار نیز آپرسوریوم و میخ رخنه تولید میکنند. تمام باکتریها و بسیاری از قارچها توسط روزنههای هوایی، آبی، عدسکها و زخم وارد گیاه میشوند ویروسها و بعضی از باکتریها و پاتوژنهای دیگر میتوانند توسط نیش حشرات به داخل بافت میزبان رخنه کنند. ▪ عفونت: (Infection) عفونت مرحلهای است که پاتوژن درداخل میزبان با سلولهای حساس ارتباط برقرارکرده، غذای خود را ازآنها جذب میکند. گیاه دراین مرحله مکانیسم دفاعی مختلفی ازخود آشکار میسازد. ▪ دورهی نهفتگی بیماری:(Latent Period) مدت زمان بین تلقیح تاظهور علایم بیماری را دورهی نهفتگی یا کمون میگویند. ▪ تهاجم: (Invasion) دراین مرحله عوامل بیماریزا بهصورتهای گوناگون و به درجات متفاوت در بافت میزبان خود پخش میشوند. ▪ تولیدمثل: (Reproduction) نحوهی تولیدمثل درانگل متفاوت است. باکتریها بهصورت تقسیم دوتایی سلول و بهندرت ازطریق جنسی تکثیر میشوند. قارچها ازطریق تولید اسپورهای جنسی و غیرجنسی و میکوپلاسماها، پروتزوآها با تقسیم ساده تکثیر میشوند ویروسها و ویروئیدها ازطریق همانندسازی (replication) با استفاده از تقسیم سلول، نماتدها با تخمگذاری و گیاهان گلدار انگل با تولید بذر تولیدمثل میکنند. ▪ انتشار پاتوژن: (Transmission) انتشار انگلها مانند زئوسپورهای قارچ، باکتری، نماتد میتوانند مسافت کوتاهی را طی کنند اما دراکثر مواقع انگلها به صورت غیرفعال توسط باد، باران، حشرات، آب آبیاری، بذر، غده و نشاءهای آلوده، جانوران و ادوات کشاورزی و باغبانی انتشار پیدا میکنند. ▪ زمستان گذرانی: (Over wintering) انگلهای گیاهان چندساله زمستان را در گیاهان میگذرانند. قارچهایی که انگل گیاهان یکساله هستند ممکن است زمستان را به شکل اسپور، میسلیوم درحالت خواب، اسکلرت (سختینه) درروی بقایای گیاهی و یا دربذر و غده سپری کنند، باکتریها نیز درداخل بذر، غده، گیاهان آلوده و خاک زمستان را میگذرانند. نماتدها در بیشتر مواقع بهصورت تخم درخاک و یا بهندرت بهشکل لارو در بذر زمستان گذرانی میکنند. ویروسها در حشرات ناقل، گیاهان میزبان، بذر و غده زمستان را میگذرانند... ● بیرنگی: (etiolation) ازبین رفتن رنگ سبز گیاه به علت رشد درتاریکی یا دراثر مواد تولید شده در میکروارگانیزمها ● سبزردی یا کلروز: (chlorosis) به از بین رفتن جزئی یا کلی رنگ سبز اندامهای گیاهی دراثر کمبود موادغذایی یا حملهی پاتوژنها با وجود نور کافی گفته میشود. کلروز با برطرف شدن عامل آن محو شده و گیاه رنگ طبیعی خود را به دست میآورد. ● ملانوز: (melanose) به قهوهای یا سیاه شدن غده و اندامهای گوشتی میگویند، این بیماری دراثر کمبود اکسیژن پدید میآید. ● موزائیک: (mosaic) ایجاد لکههای زرد در پیکرهی سبز پهنک را موزائیک مینامند که از بیماریهای ویروسی است. ● پلاسیدگی: (wilting) درگیاهانی دیده میشود که ریشه یا آوندهایشان مورد حمله قرارگرفته باشند. ● لکهدارشدن برگ و میوه: بسیاری از انگلها تولید لکه دربرگ و میوه میکنند. اندازه، شکل، رنگ، لکهها میتواند درتشخیص بیماری مهم باشد. ● ریزش اندامهای گیاهی: ریزش برگ، گل، جوانه، میوه در صورتی که غیرطبیعی و ناشی ازبیماری است که بیاندازه باشد. ● نانیسم: (nanisme) نانیسم یا کوتولگی اندامهای گیاهی دراثر کاهش تعدادی از سلولهای گیاهی هیپوپلازی (hypoplasia) و یا کوچک شدن اندازهی سلولها هیپوتروفی (hypotrophy) پدید میآید. ● ژیگانتیسم: (gigantism) عبارت از رشد بیاندازهی اندامهای گیاهی دراثر افزایش تعداد سلولها هیپرپلازی (hyperplasia) و یا رشد بیاندازهی سلول هیپرتروفی (hypertrophy) میباشد. ژیگانتیسم در اثر افزایش ازت خاک، عوامل نامساعد محیط، بیماریهای باکتریایی و... بوجود میآید. ● عدم تقارن دربرگ: با ازبین رفتن تقارن بین دوقسمت پهنک بوجود میآید. ● جارویی شدن: شاخهها از فواصل نزدیک بهم رشد کرده، شکل جارو به خود میگیرند. ● روزت: (rosette) فاصلهی میان گره هاکم شده و برگها بهصورت کپهای مانند گلبرگهای گل سرخ شده. ● تاولی شدن: بافت میان رگبرگها رشد فوق العادهای پیدا کرده و در روی پهنک به شکل تاول ظاهر میشود. ● غده یا گال (سرطان): دراثر تحریک سلولها وعمل هیپروتروفی یا هیپرپلازی بوجود میآید. ● تغییراستحکام بافت گیاهی: دراثر بیماری ممکن است بافت گیاهی استحکام خود را ازدست داده، پوسیده شود. ● نکروز: (necrosis) نکروز دراثر مرگ سلولهای گیاه بوجود میآید که بهصورت بافت مرده یا لکهی قهوهای خشک ظاهر میشود. ● بلایت یا بادزدگی: (blight) مرگ سریع برگ، جوانه، شاخه و اندام گیاهی میگویند. ● شانکر: (canker) به ناحیهی مرده نکروتیک فرورفته با حاشیهی مشخص در پوست ریشه، تنه یا شاخه میگویند. ● مرگ سرشاخه: (dieback) مرگ سریع سرشاخهها از انتها به پائین گسترش مییابد. ● آنتراکنوز: (anthracnose) به لکههای زخم مانند نکروتیک روی برگ، ساقه، میوه یا گل میگویند. ● جرب:(scab) لکههای موضعی روی برگ، میوه، غده و یا سایرقسمتهای گیاه که بهطور عمده کمی برجسته یا فرورفته بوده و ترک خورده نیز میباشند. ● وارت: (wart) زگیل ● زنگ: (rust) تاولهای شبیه به زنگ آهن درروی برگ و یا سایر اندامهای هوایی گفته میشود. ● سفیدک: (mildew) لکههای زرد یا نکروتیک (خشک) روی برگ، ساقه و میوه اند که بهطورمعمول با ریسه یا اندامهای بارده قارچ همراه هستند. ● لکه: (blotch) قسمتهای نسبتاً وسیع ونامنظم تغییر رنگ یافته یا مرده روی اندامهای گیاه ● مومیایی: (mummy) میوهای که براثر حملهی قارچ پوسیده و سپس چروکیده و خشک شده باشد. ● سیاهک: (smut) بیماری ناشی از قارچهای راستهی Ustilaginales ● پژمردگی: (wilt) پلاسیدگی یا ازبین رفتن شادابی گیاه براثر کمبود یا ازدست دادن آب، پژمردگی ممکن است براثر اختلال درانتقال یا جذب آب. ● زردی: (yellows) اصطلاحی برای توصیف بیماریهای گیاهی که نشانهی عمده و شهود آنها زردی است. ● هوازی: (aerobe) موجود زندهای که برای فعالیت و رشد نیاز به اکسیژن دارد. ● بیهوازی: (anaerobe) موجود زندهای که درنبود اکسیژن (O۲) آزاد، فعالیت و رشد میکند. ● غیرزنده: (a biotic) واژهای برای توصیف بیماریهایی که براثر عوامل غیرزنده بوجود میآید. ● آفلاتوکسین:(Aflatoxin) زهرابهای که قارچ Aspergillus و برخی دیگر از قارچها تولید میکنند و برای انسان و حیوان زیانآور است. ● باکتری: (bacterium) موجود زندهی پروکاریوت و معمولاً تک سلولی با دیوارهی مشخص که تکثیرآن به روش تقسیم دوتایی انجام میشود. ● بیماری باکتریایی: (bacteriosis) هرنوع عفونت یا بیماری که عامل آن باکتری باشد. ● تشخیص: (diagnosis) شناسایی بیماری، اختلال یا عارضه و نیز شناسایی عامل آنها. ● خفتگی: (dormancy) حالت غیرفعال موجودات زنده براثر شرایط ● دوز: (dose) ۱) میزان آفتکش درواحد سطح حجم یا وزن ۲) مقدار بیمارگر که برای مایهزنی به کار میرود. ● گیاه تله: (decoy crop) گیاهی زراعی که به منظور جلب بیمارگر و کاهش جمعیت آن کشت میشود کاهش جمعیت بیمارگر از طریق حذف گیاه تله انجام میشود. ● گردپاشی: (dusting) پاشیدن آفتکشها به صورت گرد. ● اپی فیت: (epiphyte) موجود زندهای که بدون داشتن رابطهای انگلی روی سطح گیاه به سرمیبرد. ● قارچ: (fungus) موجود زندهای با هستهی حقیقی که اندام رویشی آن معمولاً به شکل ریسه است و موادغذایی خود را ازطریق جذب گرفته و تولیدمثل آن با تشکیل هاگهای جنسی، غیرجنسی یا هردو است. ● زیستگاه: (habitat ) محل طبیعی زندگی موجود زنده ● دامنهی میزبانی: (host range) مجموعهی میزبانان یک بیمارگر که به طورطبیعی شناخته شده و یا به طورآزمایشی تعیین شده باشد. ● ریسه: (hypha ) رشتهای لولهای شکل که واحد ساختمانی اغلب قارچها است. ● میسلیوم: (mycelium ) توده ریسه (hyphae) قارچها ● قارچشناسی: (mycology) علم مطالعه قارچها ● میکوپلاسمایی: (mycoplasma) موجودات شبیه باکتری ولی بدون دیواره یاخته ● نماتد: (nematode) جانورکرمی شکل یا نخ مانند از شاخهی Nematoda که ممکن است انگل گیاه یا حیوان باشد و بهطور آزاد درآب یا خاک زندگی میکند. ● نماتدشناسی: (nematology) علم مطالعهی نماتدها ● پاتووار: (pathovar) زیرگونهای از باکتری که ازلحاظ دامنهی میزبانی متمایز باشد. ● پاتوتیپ: (pathotype) زیرگونهای از بیمارگر که ازلحاظ بیماریزایی (بهویژه دامنهی میزبانی) متمایز باشد. ● سختینه: (sclerotium) اندامی سخت، فشرده و مقاوم دربرابر شرایط نامساعد محیط که میتواند زمانی طولانی به حالت غیرفعال باقی بماند و پس از مساعد شدن شرایط جوانه زند. ● تنش: (stress) اثر نامساعد محیط خارج روی گیاه وبیماری ● استایلت: (stylet) قطعات دهان دراز، باریک و توخالی برخی حشرات و نماتدها برای سوراخ کردن بافت میزبان و کشیدن مواد غذایی ازآن. ● همزیستی: (symbiosis) زندگی دوموجود زنده غیرمشابه باهم به نحوی که این نوع زندگی برای هر دومفید باشد. ● تحمل: (tolerance) نوعی واکنش درمقابل بیمارگر که درآن گیاه آلوده میشود ولی خسارت چندانی نمیبیند یا نشانههای شدیدی درآن به وجود نمیآید. که درواقع تحمل نوعی پذیرندگی است. ● ویروسشناسی:(virology) علم مطالعهی ویروسها ● پرآزاری: (virulence) شدت بیماریزایی بیمارگر ● زهرابه: (toxin) ۱) ترکیباتی که بهوسیلهی بیمارگر تولید و موجب بروز تمام و یا قسمتی از نشانههای بیماری درگیاه میشود. ۲) هرگونه ترکیبی که ازموجودی تولید میشود و برای برخی موجودات دیگر زیانآور است. [ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 3:8 ] [ شایان فقانی ]
زنگ سياه ساقه گندم
wheat black stem rust زنگ سياه ساقه يكي از بيماريهاي شناخته شده غلات است. تقريباً در تمامي مناطقي كه اين محصول كشت ميشوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوكسينيا P. g. avenae يولاف، و گونه پوكسينيا P.g.secalis چاودار را آلوده ميكند. علائم بيماري بيشتر روي ساقه وغلاف برگها ظاهر ميشود پهنك برگ و خوشهها نيز ممكن است آلوده شوند. اسپور روي ميزبانهاي مختلف غلات توليد ميشود. يوريديوسپورها در داخل تاولها يوريديا توسعه يافته پس از مدتي اپيدرم را پاره كرده، تودهاي از اسپورهاي قهوهاي مايل به قرمز آشكار ميشوند. تاولهاي زنگ نواري بزرگتر است. يوريديا بيضي شكل يا كشيده وبافت اپيدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممكن است در هر دو سطح زيرين و رويي برگ ظاهر شوند. يوريديوسپورهاي P.graminis قهوهاي مايل به قرمز، تخم مرغي شكل، با زوايد خار مانند هستند. توليد اسپور تا زماني كه گياه به مرحله رسيدن نزديك ميشوند ادامه مييابد. با شروع مرحله رسيدن گياه توليد يوريديوسپور كاهش مييابد. در اين زمان تليوسپورها درون تليا كه در محل يوريديها در ساير قسمتها تشكيل ميشود، به وجود ميآيند. تليوسپورها دو سلولي، تقريباً سه گوش وبه رنگ قهوهاي تيره هستند. تليوسپور قسمتي از پايه خود را همراه داشته، داراي ديواره ضخيم است. سلول انتهايي گرد يا نسبتاً نوك دار است. تليوسپورها اغلب اپيدرم را پاره كرده از آن خارج ميشوند. در طول زمستان تليوسپورها در بافت گياهي باقي مانده يا ممكن است با توليد بازيديوسپور، به صورت اولين مرحله توليد مثل جنسي به سربرند. زرشك معمولي Berberis vulgaris گونههاي جنس ماهونيا Mahonia ميزبانهاي واسط براي Puccinia graminis هستند. باد يوريديوسپورهاي زنگ سياه غلات را به مناطق دور دست منتقل ميكند. در طي دوره رشد گياهان ميزبان ، چرخههاي توليد يوريديا هر 14-21 روز تكرار شده، موجب پخش سريع بيماري در مناطق وسيع ميگردد. اين بيماري به همراه زنگ قهوهاي شديداً مورد توجه متخصصان بيماري شناسي گياهي، اصلاح نباتات وساير دانشمندان است. در گذشته پيدايش نژادهاي فيزيولوژيك جديد از طريق توليد مثل جنسي، روي ميزبان واسط، زرشك، باعث كاهش شديد محصول ميشد و كارايي ارقام مقاوم را كاهش ميداد . جود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود. کنترل زنگ سیاه ساقه: ريشه كني زرشك و كار حساب شده روي ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزايش پايداري مقاومت به زنگ ساقه و كاهش اپيدمي زنگهاست. سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار. کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود. [ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 3:0 ] [ شایان فقانی ]
سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew عامل بیماری قارچ p.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند . علائم بیماری: علائم بیماری بصورت کوتولگی با لکه های کلروتیک در اطراف رگبرگها وایجاد حالت موزائیکی می باشد(شبیه علائم بیماری های ویروسی ). این علائم هم دربرگهای اولیه ودر برگهای بزرگتر دیده می شود.درزیر برگ پوشش کرکی دیده می شود که به شناسایی سفیدک کرکی کمک می کند. اگردرگیاه آ لوده طبق تشکیل شود روبه بالا ست که علامت خوبی برای تشخیص بیماری است. این قا رچ درگیاه سیستمیک می شود بنابراین به اندام گل وارد شده و باعث تغییر شکل آن می گردد وحتی پوسته بذر هم سبز می شود. این بیماری تولید مرگ گیاهچه هم می کند. قارچ عامل بیماری یک Oomycetes است که اسپورانجیوفور و اسپورانجیومهای خود را درسطح زیرین برگ ودر شرایط مرطوب تشکیل می دهد.انشعابات اسپورانجیوفور دو شاخه وعمود بر هم هستند ودرانتها به استریگمای سه شاخه(صلیبی) ختم می شود ودرروی آنها اسپورانجیوم تولید می شود. این قارچ تولید Oospore می کند که می تواند جوانه زده و تولید ریسه یا زئوسپور نماید. Oospore عامل بقای قارچ می باشد و اگر وارد خاک شد ریشه کن کردن آن مشکل است. بیماری بیشترخاکزاد است تا هوا زاد واهمیتش بیشتر ازطریق آلودگی ریشه است تا اندامهای هوایی. اگراسپور درخاک باشد وتولید زئوسپور کند این زئوسپورها به راحتی جذب منطقه رشد طولی ریشه شده و وارد ریشه می شوند و آلودگی ایجاد می نمایند. قارچ درگیاه جوان (مرحله8-6 برگی) به راحتی ایجاد آلودگی سیستمیک کرده و وارد قسمتهای هوای میشود . برگهای جوان نیز ممکن است بصورت موضعی آلوده شوند و قارچ از طریق روزنه ها وارد برگ شود. برای ایجاد آلودگی اولیه از طریق خاک لازم است که رطوبت خاک اشباع وحساسیت گیاه بالا وحرارت خاک پایین(15 درجه سانتیگراد) باشد. اگر حرارت خاک بالا باشد(20درجه سانتیگراد وبالا تر) زئوسپور تولید نمی شود. قارچ عامل بیماری از طریق هیپوکوتیل هم وارد گیاهچه های اولیه می شود وبصورت ریسه درگیاه حرکت کرده و در نهایت داخل بذر شده وقسمتهای داخلی آن یعنی گیاهچه را آلوده می کند. دربرگ های ریخته شده اُاُسپور فراوان است. Over wintering دربذر و دربقایا بصورتOospre می باشد. کنترل بیماری: 1- تناوب طولانی 10-4ساله. 2- حذف گیاهان آلوده در اویل فصل وسوزاندن آنها. 3- ضد عفونی بذر با قارچ کشهای سیستمیک مثل متالاکسیل (ریدومیل). 4- ارقام مقاوم و بذر سالم استفاده شود (بهترین روشها). [ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 2:58 ] [ شایان فقانی ]
آترازین چیست ؟
آترازین علف کشی است که به صورت انتخابی رشد علف هرزهای با برگ پهن را
کنترل میکند مانندvelvetleaf,pig weed,
cochlebur و برخی از علفهای هرز معین در
مزارع غلات وذرت .کنترل انتخابی به این معناست که برخی از علفهای هرز معین و گزینش شده کنترل شده و رشد انها متوقف می شود که البته این امر بایستی با کمترین میزان خسارت به گیاهان مفید باشد که معمولا همان غلات می باشند .غلات و ذرت نسبت به اترازین مقاومت خوبی نشان می دهند. در سال 1959 اترازین به عنوان یک علف کش کنسانس پذیرفته شد و این ماده همچنان به صورت گسترده استفاده می شود چرا که با کارایی خوب وصرفه خوب اقتصادی بسیاری از علفهای هرزه را مهار می کند استفاده از این علف کش می تواند با استفاده از متدهای جدید کشاورزی و پرورش غلات وذرت کاهش یابد . اترازین یک علف کش با فرمول شیمیایی : 2-chloro-4-ethylamino-6-isopropylamino-1-3-5-triazinre یکی از پر مصرف ترین علف کشها در شمال امریکا ست تنها در امریکا بیش از 50 میلیون کیلو گرم از این ماده استفاده می شود که جهت سم پاشی 25 میلیون هکتار است پس مانده های این علف کش در ابهای زیر زمینی و همچنین رودخانه ها به عنوان dealkylationیافت می شوند . نیمه عمر اترازین در خاک حدود 4 روز است ولی این مقدار به طور معمولی می تواند تا 385 روز در مناطق خشک و شنی افزایش یابد .در اب خالص نیمه عمر اترازین 3 روز است .این نیمه عمر در اب دریا 30 روز است ودر ته نشینهای دریایی 35 روز و در حیوانات مهره دار کمتر از 72 ساعت است . [ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:51 ] [ شایان فقانی ]
گروه نخست نیمه انگل (Hemiparasitism) و گروه دوم انگل کامل (Holoparasitism) می باشد. گیاهان انگل مثل دارواش و ارکیده که علیرقم داشتن اندامهای سبز هوایی، برای تامین برخی مواد مورد نیاز خود به گیاه میزبان وابسته می باشند، ولی گیاهان تمام انگل فاقد برگ و ریشه بوده و به دلیل نداشتن کلروفیل، تمام مواد غذایی مورد نیاز خود را از گیاه میزبان دریافت می کنند. مثل سس، گل جالیز و علف جادوگر. [ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:40 ] [ شایان فقانی ]
نام عمومی ، تجاری سموم دفع آفات نباتی برخی علف کشها
[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:36 ] [ شایان فقانی ]
برخی از قارچ کشها و نحوه اثر آنها به شرح زیر می باشد: بازدارنده های ایزومراز8٫7∆و روکتاز14∆ طیف کنترل کنندگی
بیماری به وسیله بازدارنده هایایزومراز 7٫8∆ و ردوکتاز14∆
نسبت به بازدارنده های دمتیلاسیون 14 محدودتر است و استفاده عمده آنها
علیه سفیدکهای پودری (Erysiphales) است. [ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:31 ] [ شایان فقانی ]
مقد
مه : تغیرات
اتفاق افتاده درنسبتهای کاربرد انواع سموم [ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:29 ] [ شایان فقانی ]
تعریف [ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:28 ] [ شایان فقانی ]
[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:26 ] [ شایان فقانی ]
شب پره مديترانه اي آردشب پره مديترانه اي آرد Ephestia kuhniella Zeller
اين شب پره در انگليسي به نام هاي Mediterranean flour moth، Flour moth، mill moth و در فارسي شب پره آرد خوانده مي شود.همان طور که می دانید استفاده از تخم های این حشره یکی از مهم ترین روش های تولید زنبور پارازیتوئید Trichogamma است. مورفولوژي: بال هاي جلويي خاكستري با لكه هاي تيره با نوار هاي موج دار عرضي مي باشد. بال هاي عقبي معمولاً به رنگ خاكستري روشن مي باشند. در هنگام استراحت معمولاً قسمت جلويي بدن بالا آورده شده است. اين آفت از ساير شب پره هاي انباري زير خانواده Phycitinae بزرگتر مي باشد. طول بدن اين شب پره 10 تا 14 ميلي متر و عرض بدن آن با بال هاي باز 20 تا 25 ميلي متر مي باشد. شفيره به رنگ قهوه اي روشن يا متمايل به قرمز مي باشد. و در داخل پيله اي ابريشمي تشكيل مي گردد. لارو ها سفيد يا صورتي مي باشند. سر و فقسه سينه آن ها قهوه اي رنگ مي باشد و بدم لارو ها با موهاي به نسبت بلندي به طور پراكنده پوشيده شده است. در قاعده مو ها (به ويژه موهاي subdorsal) لكه هاي تيره اي وجود دارد(شكل زير). و با همين صفت از ديگر گونه ها همچون شب پره هندي متمايز مي گردد. تخم ها سفيد متمايل به زرد مي باشند.
بيولوژي و اكولوژي: به منظور جفت گيري، ماده جفت گيري نكرده، نخست در وضعيت جلب جنس مخالف خود قرار مي گيرد به طوري كه تخك ريزش را بيرون آورده و شكمش را به سمت بالا خم مي كند. اين وضعيت حشره را قادر مي سازد تا فرمون ها را در هوا منتشر سازد. اين عمل تا چند روز مي تواند ادامه داشته باشد. نر ها به اين هوا تمايل پيدا كرده و به جستجوي جفت مي گردند و از خود رفتار معاشقه اي نشان مي دهند. جفت گيري در عرض چند ثانيه اتفاق مي افتد. در طول جفت گيري بال هاي ماده قسمتي از بدن نر را مي پوشاند. وقتي جفت گيري به پايان رسيد حشره ماده براي مدت ها در وضعيت جلب جنس مخالف قرار نمي گيرد ولي نر ها مي توانند در طول زندگي خود با 5 تا 6 ماده جفت گيري كنند. طول دوره زندگي حشرات نر بسيار متغير است و اگر جفتي پيدا نكنند و شرايط مناسب باشد تا 20 روز مي توتند زنده بمانند. تعداد تخم گذاشته شده توسط حشره ماده از 50 تا 450 عدد متغير است. اين تغيرات در ارتباط با فاكتور هاي ژنتيكي يا فراژنتيكي مي باشد. تخم ها به طور منفرد يا نزديك به هم به صورت توده اي گذاشته مي شوند. تخم ها به ترشحات چسبناكي آغشته شده اند و به مواد غذايي مي چسبند. تخم هاي اين آفت مقاومت قابل توجهي به فاكتور هاي غير زنده(نور، دماهاي پايين، خشكي و عوامل مكانيكي) از خود نشان مي دهند. از زمان تفريخ تا شفيرگي، لارو هاي شب پره آرد يك رفتار كاملاً انفرادي ويژه از خود نشان مي دهند. در شرايط محيطي ثابت طول دوره زندگي بر حسب نوع ماده غذايي كه لارو ها از آن تغذيه كرده متفاوت مي باشد. دوره زندگي در گرماي 26 تا 28 درجه سانتي گراد در روي ذرت83 روز، روي آرد جو 123 روز و روي آرد برنج 217 روز طول مي كشد. طول دوره زندگي به ميزان قابل توجهي تحت تاثير گرماي محيط زيست مي باشد. علائم آلودگي: وجود لارو ها با مشاهده تخليه مدفوع همراه با تار ابريشمي در نقاط تماس ميوه ها يا در سطح ماده غذايي مشخص مي شود. حشرات كامل تحرك چنداني در طول روز نداشته و در مكان هاي سايه دار مخفي مي شوند. بعد از غروب اين حشرا در حال پرواز نامتعادل ديده مي شوند. تخم ها در ماده غذايي در شكاف ها مخفي مي باشند. اهميت اقتصادي:شب پره آرد به بسياري از غلات همچون گندم(دانه، سبوس و آرد)، ذرت، برنج، سورگوم، يولاف و جو حمله مي كند. اين آفت همچنين به ميوه هاي هسته دار، خرما، غلاف هاي خرنوب، ميوه ها، گل ها، برگ ها و ريشه هاي خشك شده، بيسكويت، غذاي انسان و حيوان حمله مي كند. شب پره آرد يك آفت همه جا گير بوده و در سراسر دنيا پراكنه است. اين آفت يك گونه انسان دوست مي باشد و به زندگي در نزديكي انسان سازش پيدا كرده است. روش هاي تشخيص و بازرسي: حشرات كامل را مي توان با طله هاي نوري يا فرموني قرار داده شده در محل شكار كرد. در آسياب ها و انبار ها حشرات كامل هنگام روز اغلب در خال استراحت روي ديوار ها به ويژه در قسمت هاي گرمتر ديده مي شوند. وجود لارو ها و شفيره ها را مي توان با مشاهده آن ها در شكاف هاي سقف، گوشه هاي ديوار و هر جاي تاريك ديگر تشخيص داد. دشمنان طبيعي: دشمنان طبيعي كه در شرايط طبيعي مراحل مختلف زندگي شب پره مديترانه اي را مورد حمله قرار مي دهند از قرار زير مي باشند:
ترشحات غدد آرواره اي بالا به نوان يك كايرومون براي زنبور هاي پارازيتوئيد عمل مي كند. مدفوع لارو هاي شب پره هندي داراي كايروموني براي جلب زنبور Venturia canescens مي باشد.
از سال 1962 تا به حال موسسه (INRA)(Antibes; france) ، شب پره آرد را به عنوان يك ابزار اصلي جهت توليد شكارچي ها و پارازيتوئيد هاي مختلف براي كنترل آفاتي همچون پروانه ها و شته ها به كار برده است.
برگرفته شده از پایان نامه
دوره کارشناسی ارشد دکتر وحید حسینی نوه
عضو هيت علمي گروه گياهپزشكي پرديس كشاورزي دانشگاه
تهران-كرج [ دوشنبه چهارم مرداد 1389 ] [ 4:5 ] [ شایان فقانی ]
![]() بیماریهای شاخه
و شاخه چه
1) قارچ نمدی ( S.pseudopedicellatum
)
2) خشکیدگی مرکبات ( Mall
secco )
3) بیماری صورتی رنگ و سوختگی ریسمانی (pink disease )
4) پوسیدگی اسکلروتینیایی شاخه چه ( S.sclerotiorum )
5) زگیل اسفروپسیسی ( Sphaeropsis
scab )
6) پوسیدگی چوب ( wood
rot)
7) لکه قیری ( Tar spot)
بیماری های قارچی پس از برداشت
1) پوسیدگی آلترناریایی (Alternaria
rot )
2) آنتراکنوز ( Colletotrichum
gloeosporioides )
3) پوسیدگی آسپرژیلوسی ( Aspergillus
rot )
4) پوسیدگی قهوه ای (Brown
rot )
5) پوسیدگی پنبه ای ( cottony
rot )
6) پوسیدگی دوتیورلایی (dothiorella
rot )
7) پوسیدگی فوزاریومی ( Fusarium
rot )
8) کپک خاکستری ( Gray
mold )
فسادهای پنسیلیومی
1) کپک آبی ( Blue mold
)
2) کپک سبز (Green mold )
3) کپک ریش ریشی ( Whisker
mold )
4) پوسیدگی پلئوسپورایی ( Pleospora
rot )
5) پوسیدگی ترش ( Sour rot
)
6) پوسیدگی دیپلودیایی دمگاه ( Diplodia stem - end rot )
7) پوسیدگی فوموپسیسی دمگاه ( Phomopsis stem – end rot )
8) پوسیدگی تریکودرمایی (Trichoderma
rot )
بیماری های سیستمیک قابل انتقال با
پیوند
1) سرخشکیدگی استرالیایی مرکبات ( Australian citrus dieback )
2) لکه سبز مرکبات ( Citrus
leaf mottling )
3) ریز برگی مرکبات (
Citrus stubborn )
4) سبزردی ابلق (Variegated
chlorosis )
5) جاروک (Witches )
6) بیماری های ویروئیدی (Viroid
disease )
7) کاکسیا (Cachexia )
8) اگزوکورتیس ( scaly
butt )
9) پوست انگومی ( gummy
bark )
10) حفره انگومی ( Gum
pocket )
11) آبله انگومی ( gummy
pitting )
12) پوست ورایی
بیماریهای قارچی
ریشه
1) پوسیدگی سیاه ریشه (black root rot )
2) پژمردگی فوزاریومی (Fusarium wilt )
3) پوسیدگی گانودرمایی ریشه ( Ganoderma
root rot )
4) پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه ( Armillaria
root rot )
5) پوسیدگی فیماتوتریکومی ریشه ( Phymatotrichum
root rot )
6) بیماری های فیتوفتورایی ( Phytophthora
rot )
7) پوسیدگی رزلینیایی ریشه ( Rosellinia
root rot )
8) پوسیدگی یوستولینیایی طوقه و ریشه ( Ustulina
root and collar rot )
نماتودها
1) نماتودهای زخم زا ( Lesion nematode)
2) زوال تدریجی ( Slow decline )
3) زوال گستران ( Spreading decline
)
4) نماتود نیشی ( Sting nematode)
5) نماتودهای غلافی ( Sheath nematode
)
6) نماتود ریشه گرهی (Root knot nematode )
7) نماتد ریشه کل ( Stubby-root nematode
)
8) نماتد چنبره ای ( Spiral nematode
)
بیماری های شاخساره و میوه
1) بیماری های آلترناریایی ( Alternaria
rot )
2) لکه قهوه ای آلترناریایی نارنگی ( Alternaria
Brown spot of mandarins )
3) لکه برگی مرکبات ( Citrus leaf spot
)
بیماری های آنتراکنوزی
1) ریزش پس گل میوه ( Postbloom fruit
drop )
2) آنتراکنوز لیمو آب (lime anthracnose )
3) لکه موجی برگ مرکبات (Areolate leaf
spot )
4) لکه تیره ( Black spot)
بیماری های بوتریتیسی
بیماری های لکه گریسی
1) بیماری لکه گریسی ( Greasy spot )
2) ملانوز ( سیاه زبری ) (Mlanose )
3) لکه فئورامولاریایی میوه و برگ ( Phaeoramularia
fruit and leaf spot)
4) سفیدک پودری ( Powdery mildew )
زگیلک مرکبات
1) زگیلک مرکبات (Citrus scab )
2) لکه سپتوریایی (Septoria spot )
3) لکه دوده ای (Oil spotting )
4) فضله مگسی (Flyspeck )
5) کپک دوده ای ( Sottu mold )
[ دوشنبه چهارم مرداد 1389 ] [ 3:3 ] [ شایان فقانی ]
عامل بیماری عامل بیماری از قارچهای رده Ascomycetes راسته Erysiphales و خانواده Erysiphaceae به نام podosphaera leucotriha salmon است که فولکرهای کلیستوتسیوم آن بیرنگ یا قهوهای رنگ و انتهای آن دو شاخه بوده و حاوی یک آسک است. این قارچ از آنجا که دارای زادآوری جنسی و غیرجنسی است. لذا فرم غیر جنسی آن Oidium Farinosum نامگذاری گردیده که دارای کنیدیبر و کنیدی است. کنیدیبرها طویل و انشعاب کمی دارند که بر روی آن کنیدیهای بیضوی یا مستطیلی قرار دارد. جوانه زدن کنیدی پس از 2 ساعت شروع میشود و محل جوانه زدن در اثر تماس با میزبان بهتر به انجام میرسد. در شرایط مساعد جوانه کنیدی از گوشه آن شروع و لوله تندش از آنجا بیرون میآید که این لوله تندش ابتدا کوچک است و به زودی اندام چسبندهای به نام آپوسوریوم مشخص میشود که توسط آن روی نباتات تثبیت میگردد. سپس از وسط این اندام چسبنده هیف به درون میزبان رخنه میکند و در فضای بینسلولی کلهها ، گسترش مییابند. سلول مادری بعد از استقرار و گسترش قارچ و شروع تغذیه از میزبان از بین نمیرود که این از مشخصه اصلی و کلی سفیدکهاست. 4 روز پس از سپری شدن دوران کمون و ظهور علائم بیماری ، کنیدیوفورها از قسمتهای سلول رویشی کلی ظاهر میگردند. رشتههای میسلیوم قارچ سطحی بوده و در سطح قسمت مورد ابتلا از قبیل برگ ، گل ، میوههای جوان ، ساقه های یکساله میروید و تامین مواد غذایی توسط لکهها صورت میگیرد. کنیدیها زنجیروار و بطور نامحدود بر روی کنیدیوفور تشکیل میشوند و در آلودگی ثانوی نقش اساسی را بازی میکنند ادامه مطلب [ دوشنبه چهارم مرداد 1389 ] [ 2:59 ] [ شایان فقانی ]
زنگ
سياه ساقه گندم wheat black stem rust
زنگ سياه ساقه يكي از بيماريهاي شناخته شده غلات است. تقريباً در تمامي مناطقي كه اين محصول كشت ميشوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوكسينيا P. g. avenae يولاف، و گونه پوكسينيا P.g.secalis چاودار را آلوده ميكند. علائم بيماري بيشتر روي ساقه وغلاف برگها ظاهر ميشود پهنك برگ و خوشهها نيز ممكن است آلوده شوند. اسپور روي ميزبانهاي مختلف غلات توليد ميشود. يوريديوسپورها در داخل تاولها يوريديا توسعه يافته پس از مدتي اپيدرم را پاره كرده، تودهاي از اسپورهاي قهوهاي مايل به قرمز آشكار ميشوند. تاولهاي زنگ نواري بزرگتر است. يوريديا بيضي شكل يا كشيده وبافت اپيدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممكن است در هر دو سطح زيرين و رويي برگ ظاهر شوند. يوريديوسپورهاي P.graminis قهوهاي مايل به قرمز، تخم مرغي شكل، با زوايد خار مانند هستند. توليد اسپور تا زماني كه گياه به مرحله رسيدن نزديك ميشوند ادامه مييابد. با شروع مرحله رسيدن گياه توليد يوريديوسپور كاهش مييابد. در اين زمان تليوسپورها درون تليا كه در محل يوريديها در ساير قسمتها تشكيل ميشود، به وجود ميآيند. تليوسپورها دو سلولي، تقريباً سه گوش وبه رنگ قهوهاي تيره هستند. تليوسپور قسمتي از پايه خود را همراه داشته، داراي ديواره ضخيم است. سلول انتهايي گرد يا نسبتاً نوك دار است. تليوسپورها اغلب اپيدرم را پاره كرده از آن خارج ميشوند. در طول زمستان تليوسپورها در بافت گياهي باقي مانده يا ممكن است با توليد بازيديوسپور، به صورت اولين مرحله توليد مثل جنسي به سربرند. زرشك معمولي Berberis vulgaris گونههاي جنس ماهونيا Mahonia ميزبانهاي واسط براي Puccinia graminis هستند. باد يوريديوسپورهاي زنگ سياه غلات را به مناطق دور دست منتقل ميكند. در طي دوره رشد گياهان ميزبان ، چرخههاي توليد يوريديا هر 14-21 روز تكرار شده، موجب پخش سريع بيماري در مناطق وسيع ميگردد. اين بيماري به همراه زنگ قهوهاي شديداً مورد توجه متخصصان بيماري شناسي گياهي، اصلاح نباتات وساير دانشمندان است. در گذشته پيدايش نژادهاي فيزيولوژيك جديد از طريق توليد مثل جنسي، روي ميزبان واسط، زرشك، باعث كاهش شديد محصول ميشد و كارايي ارقام مقاوم را كاهش ميداد . جود اپيدمي در مرحله سنبله مبارزه انجام شود. کنترل زنگ سياه ساقه: ريشه كني زرشك و كار حساب شده روي ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزايش پايداري مقاومت به زنگ ساقه و كاهش اپيدمي زنگهاست. سايپروکونازول(آلتو) SL 10% نيم ليتر در هکتار تبوکونازول(فوليکور) EW 25% يک ليتر درهکتار فلوتريافول(ايمپکت) SC 12.5% يک ليتر در هکتار پروپيکونازول(تيلت) EC 25% نيم ليتر درهکتار. کنترل شيميايي به محض مشاهده اولين علائم کانون کوبي شود. درصورت وجود اپيدمي در مرحله سنبله مبارزه انجام شود. [ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 2:58 ] [ شایان فقانی ]
بيماري زنگ برگي (قهوهاي) گندم wheat leaf
rust
زنگ برگ يك بيماري جدي گندم، چاودار، تريتيكاله وبسياري از گندميان است كه توسط قارچ Puccinia recondita ايجاد ميشود. پاتوژن روي جو، قدرت پارازيتي ضعيفي دارد، اما يولاف را آلوده نميكند. گونه ديگري از قارچ به نام P.hordei وجود دارد كه اغلب به جو حمله ميكند. علائم بيماري به صورت جوشهاي بيضي شكل كوچك و پراكنده با رنگ سياه متمايل به قرمز ، در سطح پهنك و روي غلاف برگ ظاهر ميشود. بر خلاف زنگ ساقه گندم، توده يوريديوسپور بيشتر در بافت ميزبان فرو ميرود و باعث از هم پاشيدن اپيدرم نمي شود. يوريديوسپورهاي Puccinia recondita قرمز پرتقالي تا سياه مايل به قرمز، خاردار ، كروي و معمولاً به قطر 20- 28 ميكرون هستند. تليوسپورها سياه مايل به قهوهاي، دو سلولي با ديواره ضخيم هستند. قسمت انتهايي اسپور ممكن است گرد يا پهن باشد. تليا در طول مراحل نهايي رشد گياه به صورت جوشهايي روي غلاف برگها و يا در سطح پهنك برگ به وجود ميآيند. تليوسپورها در بافت برگ باقي ميمانند و به وسيله اپيدرم پوشيده ميشوند. گونههاي جنسهاي تاليكتروم و آنچوسا Thalictrum وAnchusa ، به عنوان ميزبانهاي واسط پوكسينيا ركونديتا معرفي شدهاند و وجود آنها در بعضي از مناطق اروپا گزارش شدهاست، اما در ايجاد نژاد جديد اين قارچ نقشي ندارند. در مناطق معتدل، پاتوژن از سالي به سال ديگر به صورت ميسليوم يا مناطق گرم نيز تابستانگذراني قارچ در ارتفاعات بلند و در مناطق خنكتر انجام ميشود. زنگ برگ با استفاده از ارقام مقاوم غلات يا كشت مولتي لاين بخوبي كنترل ميشود. کنترل زنگ قهوه ای گندم: قارچكشهايي مثل ترياديمفون (بايلتون) وبوتريزول( ايندار) در كنترل زنگ قهوهاي مؤثر هستند و در صورت وجود اپيدمي، مصرف آنها اقتصادي است. سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار. [ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 2:55 ] [ شایان فقانی ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||