X
تبلیغات
کلینیک گیاهپزشکی سبز گستران

کلینیک گیاهپزشکی سبز گستران
کلینیک گیاهپزشکی سبز گستران 
مرکبات به کودهای اصلی و به مقدار کافی کودهای ثانویه و فرعی نیازمندند. کمبود یک یا چند عنصر شدیدا بر روی رشد, باروری, اندازه و کیفیت میوه تاثیر می‌گذارد. علائم زیر از نمونه های کاملا بارز کمبود می‌باشد. ولیکن کاهش کمیت و کیفیت محصول در نبود این علائم نیز دیده شده است.

کمبود آهن به تدریج که کمبود توسعه می‌یابد برگ‌ها کرم رنگ شده و به سفیدی می‌گرایند. رگبرگ‌ها نیز رنگ سبز خود را از دست می‌دهند, در کمبود شدید برگ‌ها کوچک و چروکیده می‌گردند.
میوه‌ها کوچک و بی‌رنگ می‌شوند. سرشاخه‌ها خشکیده و می‌میرند. ممکن است شاخه‌ا‌ی یا قسمتی از درخت و یا چند درخت در باغ آلوده شده و بقیه علائم کمبود را نشان ندهند.
برای رفع علائم کمبود، کود مایع آهن فوسین و یا کود آهن فری شل 54 مصرف نمایید

کمبود روی با شدت یافتن کمبود, رنگ پریدگی و خال خال شدن برگ‌ها دیده می‌شود. این علائم در لیمو دیده نمی‌شود. برگ‌ها کوچک و رنگ پریده شده و بیشتر جوانه‌های انتهایی آلوده می‌گردند. در کمبود شدید سرشاخه‌ها خشک می‌گردند.
برای رفع علائم کمبود، کود مایع روی فوسین مصرف نمایید

کمبود منگنز بین رگبرگ‌ها بی‌رنگ می‌شوند. در حالت شدید منطقه بین رگبرگی رنگ سبز و سفید بخود گرفته و برگ‌ها شروع به ریزش می‌کنند. علائم کمبود منگنز بیشتر در قسمت‌های فوقانی درخت و در زمان رشد بهاری مشاهده می‌گردد.
برای رفع علائم کمبود، کود منگنز فوسین مصرف نمایید
کمبود منیزیم با توسعه کمبود منیزیم برگ‌ها به رنگ قهوه‌ای روشن ( برنزی ) درمی‌ایند. به‌تدریج برگ‌ها نکروزه شده شروع به ریزش می‌نمایند. کمبود منیزیم در برگ‌هایی که به رشد کامل رسیده‌اند, دیده می‌شود. این علائم به‌خوبی در پایان تابستان و در طول پائیز و زمستان مشاهده می‌گردد.
برای رفع علائم کمبود، کود منیزیوم فوسین مصرف نمایید
کمبود بر کمبود بر باعث قهوه ای / سبز تیره شدن برگها می شودو ممکن است پدیده خیس شدنwatersoak برگی ایجاد شود.برگها ضخیم و پیچیده رگبرگها بصورت مشخص در سطح برگ دیده می شوند.پوسته ترک می خورد ومیوه کوچک مانده. مقدار اب در میوه وقند ان نیز کاهش می یابد.بطور معمول میوه ها قبل از رسیدن ریزش می کنند در نتیجه افت محصول ایجاد می گردد.مشخصا پوست میوه ضخیم شده که باعث تغییر شکل میوه میشود.
برای رفع علائم کمبود، کود مایع بُر فوسین مصرف نمایید

کمبود کلسیم کمبود کلسیم باعث زرد شدن لبه برگ می شود . برگها بد شکل وغالبا به سرعت می ریزند .رشد ریشه کاهش می یابد و ممکن است پوسیده شود .سرشاخه درختان می خشکد ورشد به تعویق می افتد .نتیجتا اندازه میوه کاهش می یابد که باعث کاهش محصول می شود.کمبود کلسیم باعث افزایش لکه قهوه ای شدن میوه می شود .ترک های ایجاد شده در زیر لبه پوست شکافته شده واز پوست جدا میشوند.
برای رفع علائم کمبود، کود کلسیم فوسین مصرف نمایید

کمبود مس در اثر کمبود مس تعداد بسیاری شاخه ها پیجپیده ،زاویه دار،بدون برگ ،وخشکیده می گردند.درخت بوته ای و مترکم می شود.توده های صمغ در زیر پوست یا نزدیک گره برگ رشد می کنند.میوه ها معمولا ترک می خورندو لکه های قرمز وقهوه ای ،سیاه در روی پوست میوه به وجود میایدومقدار اب میوه کاهش می یابد وصمغ ممکن است در بند جمع شود.
برای رفع علائم کمبود، کود مس فوسین مصرف نمایید

[ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 3:15 ] [ شایان فقانی ]
● پاتولوژی گیاهی: (Plant Pathology )
پاتولوژی گیاهی به علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهی گفته می‌شود، این علم عوامل بیماری‌زا، چگونگی ایجاد بیماری، چگونگی فعل و انفعلات، ارتباط میان گیاه میزبان و عوامل تولیدکننده‌ی بیماری آن و درنهایت روش‌های مبارزه با آن‌ها را مورد بررسی قرارمی‌دهد.
● بیماری‌شناسی گیاهی: (phytopathology )
علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهان، شناسایی، ‌مطالعه و مبارزه با عوامل زیان‌آور به گیاه و فرآورده‌های گیاهی و آثار ناشی از این عوامل.
● بیماری فیزیولوژیکی: (physiological disease) هرگونه اختلال در فیزیولوژی گیاه که عامل آن موجود زنده نباشد مانند اختلال ناشی از کمبود مواد غذایی، سرمازدگی و آلودگی هوا. بدیهی است همه بیماری‌ها جنبه فیزیولوژیکی دارند ولی اصطلاح دربیماری فیزیولوژیکی اغلب به معنایی است که دربالا آورده شده
● بیمارگر: (Pathogen)
پاتوژن‌ها به دو گروه زنده Animate و غیرزنده Inanimate تقسیم‌بندی می‌شوند که عامل تولید بیماری هستند.
● پارازیتیسم: (Parasitism)
رابطه‌ی میان انگل و میزبان که دراکثر مواقع به ضرر میزبان تمام می‌شود.
● پارازیت: (Parasit)
یا انگل به موجودی گفته می‌شود که حداقل یک قسمت از چرخه‌ی زندگی خود را داخل یا روی موجود زنده‌ی دیگر که به آن میزبان یا host گفته می‌شود به سرمی‌برد و تمام یا قسمتی از موادغذایی موردنیاز خود را از آن موجود کسب کند.
● انگل‌های اجباری: (Obligate Parasite)
یعنی برخی از پاتوژن‌ها مانند ویروس‌ها، نماتدها و عده‌ای از قارچ‌ها برای تغذیه و تکمیل چرخه‌ی زندگی خود، وابستگی کامل به سلول زنده‌ی میزبان دارند و درمحیط غذایی غیرزنده قادر به رشد نمی‌باشند.
● ساپروفیت اجباری: (Obligate Saprophyte)
قادر به تغذیه از سلول زنده نمی‌باشند بلکه موادآلی موردنیاز خود را از منابع غیرزنده یا بقایای پوسیده تامین می‌کنند مانند باکتری‌ها، مایکوپلاسماها و بسیاری از قارچ‌ها که قادرند هم از سلول گیاهی و هم درمحیط غیرزنده رشد کنند.
● دوره‌ی بیماری:
فواصلی که درتوسعه‌ی یک بیماری رخ می‌دهند را دوره یا چرخه‌ی بیماری می‌نامند که شامل مراحل زیراست:
▪ تلقیح: (Inoculation)
عبارت از تماس عامل بیماری‌زا با گیاه است. عامل بیماری‌زا را مایه‌ی تلقیح می‌گویند.
▪ رخنه: (Penetration)
رخنه عبارت از ورود عامل بیماری‌زا مستقیم یا از منافذ طبیعی و زخم‌ها به داخل میزبان صورت می‌گیرد. قارچ‌ها، نماتدها و گیاهان گلدار انگل می‌توانند به داخل گیاه نفوذ کنند. محل تماس قارچ با سطح گیاه کمی متورم شده و آپرسوریوم (Appresorium) تشکیل می‌شود ازمحل آپرسوریوم یک هیف ظریفی به نام میخ رخنه خارج شده و به کمک آن وارد گیاه می‌شود. گیاهان انگل گلدار نیز آپرسوریوم و میخ رخنه تولید می‌کنند. تمام باکتری‌ها و بسیاری از قارچ‌ها توسط روزنه‌های هوایی، آبی، عدسک‌ها و زخم وارد گیاه می‌شوند ویروس‌ها و بعضی از باکتری‌ها و پاتوژن‌های دیگر می‌توانند توسط نیش حشرات به داخل بافت میزبان رخنه کنند.
▪ عفونت: (Infection)
عفونت مرحله‌ای است که پاتوژن ‌درداخل میزبان با سلول‌های حساس ارتباط برقرارکرده، غذای خود را ازآن‌ها جذب می‌کند. گیاه دراین مرحله مکانیسم دفاعی مختلفی ازخود آشکار می‌سازد.
▪ دوره‌ی نهفتگی بیماری:(Latent Period)
مدت زمان بین تلقیح تاظهور علایم بیماری را دوره‌ی نهفتگی یا کمون می‌گویند.
▪ تهاجم: (Invasion)
دراین مرحله عوامل بیماری‌زا به‌صورت‌های گوناگون و به درجات متفاوت در بافت میزبان خود پخش می‌شوند.
▪ تولیدمثل: (Reproduction)
نحوه‌ی تولیدمثل درانگل متفاوت است. باکتری‌ها به‌صورت تقسیم دوتایی سلول و به‌ندرت ازطریق جنسی تکثیر می‌شوند. قارچ‌ها ازطریق تولید اسپورهای جنسی و غیرجنسی و میکوپلاسماها، پروتزوآها با تقسیم ساده تکثیر می‌شوند ویروس‌ها و ویروئیدها ازطریق همانندسازی (replication) با استفاده از تقسیم سلول، نماتدها با تخمگذاری و گیاهان گلدار انگل با تولید بذر تولیدمثل می‌کنند.
▪ انتشار پاتوژن: (Transmission)
انتشار انگل‌ها مانند زئوسپورهای قارچ، باکتری‌، نماتد می‌توانند مسافت کوتاهی را طی کنند اما دراکثر مواقع انگل‌ها به صورت غیرفعال توسط باد، باران، حشرات، آب آبیاری، ‌بذر، ‌غده و نشاءهای آلوده، جانوران و ادوات کشاورزی و باغبانی انتشار پیدا می‌کنند.
▪ زمستان گذرانی: (Over wintering)
انگل‌های گیاهان چندساله زمستان را در گیاهان می‌گذرانند. قارچ‌هایی که انگل گیاهان یکساله هستند ممکن است زمستان را به شکل اسپور، میسلیوم درحالت خواب، اسکلرت (سختینه) درروی بقایای گیاهی و یا دربذر و غده سپری کنند، باکتری‌ها نیز درداخل بذر، غده، گیاهان آلوده و خاک زمستان را می‌گذرانند. نماتدها در بیشتر مواقع به‌صورت تخم درخاک و یا به‌ندرت به‌شکل لارو در بذر زمستان گذرانی می‌کنند. ویروس‌ها در حشرات ناقل، گیاهان میزبان، بذر و غده زمستان را می‌گذرانند...
● بی‌رنگی: (etiolation)
ازبین رفتن رنگ سبز گیاه به علت رشد درتاریکی یا دراثر مواد تولید شده در میکروارگانیزم‌ها
● سبزردی یا کلروز: (chlorosis)
به از بین رفتن جزئی یا کلی رنگ سبز اندام‌های گیاهی دراثر کمبود موادغذایی یا حمله‌ی پاتوژن‌ها با وجود نور کافی گفته می‌شود. کلروز با برطرف شدن عامل آن محو شده و گیاه رنگ طبیعی خود را به دست می‌آورد.
● ملانوز: (melanose)
به قهوه‌ای یا سیاه شدن غده و اندام‌های گوشتی می‌گویند، این بیماری دراثر کمبود اکسیژن پدید می‌آید.
● موزائیک: (mosaic)
ایجاد لکه‌های زرد در پیکره‌ی سبز پهنک را موزائیک می‌نامند که از بیماری‌های ویروسی است.
● پلاسیدگی: (wilting)
درگیاهانی دیده می‌شود که ریشه یا آوندهای‌شان مورد حمله قرارگرفته باشند.
● لکه‌دارشدن برگ و میوه:
بسیاری از انگل‌ها تولید لکه دربرگ و میوه می‌کنند. اندازه، شکل، رنگ، لکه‌ها می‌تواند درتشخیص بیماری مهم باشد.
● ریزش اندام‌های گیاهی:
ریزش برگ، گل، جوانه، میوه در صورتی که غیرطبیعی و ناشی ازبیماری است که بی‌اندازه باشد.
● نانیسم: (nanisme)
نانیسم یا کوتولگی اندام‌های گیاهی دراثر کاهش تعدادی از سلول‌های گیاهی هیپوپلازی (hypoplasia) و یا کوچک شدن اندازه‌ی سلول‌ها هیپوتروفی (hypotrophy) پدید می‌آید.
● ژیگانتیسم: (gigantism)
عبارت از رشد بی‌اندازه‌ی اندام‌های گیاهی دراثر افزایش تعداد سلول‌ها هیپرپلازی (hyperplasia) و یا رشد بی‌اندازه‌ی سلول هیپرتروفی (hypertrophy) می‌باشد. ژیگانتیسم در اثر افزایش ازت خاک، عوامل نامساعد محیط، بیماری‌های باکتریایی و... بوجود می‌آید.
● عدم تقارن دربرگ:
با ازبین رفتن تقارن بین دوقسمت پهنک بوجود می‌آید.
● جارویی شدن:
شاخه‌ها از فواصل نزدیک بهم رشد کرده، شکل جارو به خود می‌گیرند.
● روزت: (rosette)
فاصله‌ی میان گره هاکم شده و برگ‌ها به‌صورت کپه‌ای مانند گلبرگ‌های گل سرخ شده.
● تاولی شدن:
بافت میان رگبرگ‌ها رشد فوق العاده‌ای پیدا کرده و در روی پهنک به شکل تاول ظاهر می‌شود.
● غده یا گال (سرطان):
دراثر تحریک سلول‌ها وعمل هیپروتروفی یا هیپرپلازی بوجود می‌آید.
● تغییراستحکام بافت گیاهی:
دراثر بیماری ممکن است بافت گیاهی استحکام خود را ازدست داده، پوسیده شود.
● نکروز: (necrosis)
نکروز دراثر مرگ سلول‌های گیاه بوجود می‌آید که به‌صورت بافت مرده یا لکه‌ی قهوه‌ای خشک ظاهر می‌شود.
● بلایت یا بادزدگی: (blight)
مرگ سریع برگ، جوانه، شاخه و اندام گیاهی می‌گویند.
● شانکر: (canker)
به ناحیه‌ی مرده نکروتیک فرورفته با حاشیه‌ی مشخص در پوست ریشه، تنه یا شاخه می‌گویند.
● مرگ سرشاخه: (dieback)
مرگ سریع سرشاخه‌ها از انتها به پائین گسترش می‌یابد.
● آنتراکنوز: (anthracnose)
به لکه‌های زخم مانند نکروتیک روی برگ، ساقه، میوه یا گل می‌گویند.
● جرب:‌(scab)
لکه‌های موضعی روی برگ، میوه، غده و یا سایرقسمت‌های گیاه که به‌طور عمده کمی برجسته یا فرورفته بوده و ترک خورده نیز می‌باشند.
● وارت: (wart)
زگیل
● زنگ: (rust)
تاول‌های شبیه به زنگ آهن درروی برگ و یا سایر اندام‌های هوایی گفته می‌شود.
● سفیدک: (mildew)
لکه‌های زرد یا نکروتیک (خشک) روی برگ، ساقه و میوه اند که به‌طورمعمول با ریسه یا اندام‌های بارده قارچ همراه هستند.
● لکه: (blotch)
قسمت‌های نسبتاً وسیع ونامنظم تغییر رنگ یافته یا مرده روی اندام‌های گیاه
● مومیایی: (mummy)
میوه‌ای که براثر حمله‌ی قارچ پوسیده و سپس چروکیده و خشک شده باشد.
● سیاهک: (smut)
بیماری ناشی از قارچ‌های راسته‌ی Ustilaginales
● پژمردگی: (wilt)
پلاسیدگی یا ازبین رفتن شادابی گیاه براثر کمبود یا ازدست دادن آب، پژمردگی ممکن است براثر اختلال درانتقال یا جذب آب.
● زردی: (yellows)
اصطلاحی برای توصیف بیماری‌های گیاهی که نشانه‌ی عمده و شهود آن‌ها زردی است.
● هوازی: (aerobe)
موجود ‌زنده‌ای که برای فعالیت ‌و رشد نیاز به اکسیژن دارد.
● بی‌هوازی: (anaerobe)
موجود زنده‌ای که درنبود اکسیژن (O۲) آزاد، فعالیت و رشد می‌کند.
● غیرزنده: (a biotic)
واژه‌ای برای توصیف بیماری‌هایی که براثر عوامل غیرزنده بوجود می‌آید.
● آفلاتوکسین:(Aflatoxin)
زهرابه‌ای که قارچ Aspergillus و برخی دیگر از قارچ‌ها تولید می‌کنند و برای انسان و حیوان زیان‌آور است.
● باکتری: (bacterium)
موجود زنده‌ی پروکاریوت و معمولاً تک سلولی با دیواره‌ی مشخص که تکثیرآن به روش تقسیم دوتایی انجام می‌شود.
● بیماری باکتریایی: (bacteriosis)
هرنوع عفونت یا بیماری که عامل آن باکتری باشد.
● تشخیص: (diagnosis)
شناسایی بیماری، اختلال یا عارضه و نیز شناسایی عامل آن‌ها.
● خفتگی: (dormancy)
حالت غیرفعال موجودات زنده براثر شرایط
● دوز: (dose)
۱) میزان آفت‌کش درواحد سطح حجم یا وزن
۲) مقدار بیمارگر که برای مایه‌زنی به کار می‌رود.
● گیاه تله: (decoy crop)
گیاهی زراعی که به منظور جلب بیمارگر و کاهش جمعیت آن کشت می‌شود کاهش جمعیت بیمارگر از طریق حذف گیاه تله انجام می‌شود.
● گردپاشی: ‌(dusting)
پاشیدن آفت‌کش‌ها به صورت گرد.
● اپی فیت: (epiphyte)
موجود زنده‌ای که بدون داشتن رابطه‌ای انگلی روی سطح گیاه به سرمی‌برد.
● قارچ: (fungus)
موجود زنده‌ای با هسته‌ی حقیقی که اندام رویشی آن معمولاً به شکل ریسه است و موادغذایی خود را ازطریق جذب گرفته و تولیدمثل آن با تشکیل هاگ‌های جنسی، غیرجنسی یا هردو است.
● زیستگاه: (habitat )
محل طبیعی زندگی موجود زنده
● دامنه‌ی میزبانی: (host range)
مجموعه‌ی میزبانان یک بیمارگر که به طورطبیعی شناخته شده و یا به طورآزمایشی تعیین شده باشد.
● ریسه: (hypha )
رشته‌ای لوله‌ای شکل که واحد ساختمانی اغلب قارچ‌ها است.
● میسلیوم: (mycelium )
توده ریسه (hyphae) قارچ‌ها
● قارچ‌شناسی: (mycology)
علم مطالعه قارچ‌ها
● میکوپلاسمایی: (mycoplasma)
موجودات شبیه باکتری ولی بدون دیواره یاخته
● نماتد: (nematode)
جانورکرمی شکل یا نخ مانند از شاخه‌ی Nematoda که ممکن است انگل گیاه یا حیوان باشد و به‌طور آزاد درآب یا خاک زندگی می‌کند.
● نماتدشناسی: (nematology)
علم مطالعه‌ی نماتدها
● پاتووار: (pathovar)
زیرگونه‌ای از باکتری که ازلحاظ دامنه‌ی میزبانی متمایز باشد.
● پاتوتیپ: (pathotype)
زیرگونه‌ای از بیمارگر که ازلحاظ بیماریزایی (به‌ویژه دامنه‌ی میزبانی) متمایز باشد.
● سختینه: (sclerotium)
اندامی سخت، فشرده و مقاوم دربرابر شرایط نامساعد محیط که می‌تواند زمانی طولانی به حالت غیرفعال باقی بماند و پس از مساعد شدن شرایط جوانه زند.
● تنش: (stress)
اثر نامساعد محیط خارج روی گیاه وبیماری
● استایلت: (stylet)
قطعات دهان دراز، باریک و توخالی برخی حشرات و نماتدها برای سوراخ کردن بافت میزبان و کشیدن مواد غذایی ازآن.
● همزیستی: (symbiosis)
زندگی دوموجود زنده غیرمشابه باهم به نحوی که این نوع زندگی برای هر دومفید باشد.
● تحمل: (tolerance)
نوعی واکنش درمقابل بیمارگر که درآن گیاه آلوده می‌شود ولی خسارت چندانی نمی‌بیند یا نشانه‌های شدیدی درآن به وجود نمی‌آید. که درواقع تحمل نوعی پذیرندگی است.
● ویروس‌شناسی:‌(virology)
علم مطالعه‌ی ویروس‌ها
● پرآزاری: (virulence)
شدت بیماریزایی بیمارگر
● زهرابه: (toxin)
۱) ترکیباتی که به‌وسیله‌ی بیمارگر تولید و موجب بروز تمام و یا قسمتی از نشانه‌های بیماری درگیاه می‌شود.
۲) هرگونه ترکیبی که ازموجودی تولید می‌شود و برای برخی موجودات دیگر زیان‌آور است.

[ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 3:8 ] [ شایان فقانی ]

زنگ سياه ساقه گندم

wheat black stem rust




زنگ سياه ساقه يكي از بيماريهاي شناخته شده غلات است. تقريباً در تمامي مناطقي كه اين محصول كشت مي‌شوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوكسينيا P. g. avenae يولاف، و گونه پوكسينيا P.g.secalis چاودار را آلوده مي‌كند. علائم بيماري بيشتر روي ساقه وغلاف برگها ظاهر مي‌شود پهنك برگ و خوشه‌ها نيز ممكن است آلوده شوند. اسپور روي ميزبانهاي مختلف غلات توليد مي‌شود. يوريديوسپورها در داخل تاولها يوريديا توسعه يافته پس از مدتي اپيدرم را پاره كرده، توده‌اي از اسپورهاي قهوه‌اي مايل به قرمز آشكار مي‌شوند. تاولهاي زنگ نواري بزرگتر است.

يوريديا بيضي شكل يا كشيده وبافت اپيدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممكن است در هر دو سطح زيرين و رويي برگ ظاهر شوند. يوريديوسپورهاي P.graminis قهوه‌اي مايل به قرمز، تخم مرغي شكل، با زوايد خار مانند هستند. توليد اسپور تا زماني كه گياه به مرحله رسيدن نزديك مي‌شوند ادامه مي‌يابد. با شروع مرحله رسيدن گياه توليد يوريديوسپور كاهش مي‌يابد. در اين زمان تليوسپورها درون تليا كه در محل يوريديها در ساير قسمتها تشكيل مي‌شود، به وجود مي‌آيند. تليوسپورها دو سلولي، تقريباً سه گوش وبه رنگ قهوه‌اي تيره هستند. تليوسپور قسمتي از پايه خود را همراه داشته، داراي ديواره ضخيم است. سلول انتهايي گرد يا نسبتاً نوك دار است. تليوسپورها اغلب اپيدرم را پاره كرده از آن خارج مي‌شوند. در طول زمستان تليوسپورها در بافت گياهي باقي مانده يا ممكن است با توليد بازيديوسپور، به صورت اولين مرحله توليد مثل جنسي به سربرند. زرشك معمولي Berberis vulgaris گونه‌هاي جنس ماهونيا Mahonia ميزبانهاي واسط براي Puccinia graminis هستند.

باد يوريديوسپورهاي زنگ سياه غلات را به مناطق دور دست منتقل مي‌كند. در طي دوره رشد گياهان ميزبان ، چرخه‌هاي توليد يوريديا هر 14-21 روز تكرار شده، موجب پخش سريع بيماري در مناطق وسيع مي‌گردد. اين بيماري به همراه زنگ قهوه‌اي شديداً مورد توجه متخصصان بيماري شناسي گياهي، اصلاح نباتات وساير دانشمندان است. در گذشته پيدايش نژادهاي فيزيولوژيك جديد از طريق توليد مثل جنسي، روي ميزبان واسط، زرشك، باعث كاهش شديد محصول مي‌شد و كارايي ارقام مقاوم را كاهش مي‌داد . جود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

کنترل زنگ سیاه ساقه:

ريشه كني زرشك و كار حساب شده روي ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزايش پايداري مقاومت به زنگ ساقه و كاهش اپيدمي زنگهاست.

سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.

کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.
[ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 3:0 ] [ شایان فقانی ]
سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان

sunflower downy mildew





عامل بیماری قارچ p.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند .

علائم بیماری:

علائم بیماری بصورت کوتولگی با لکه های کلروتیک در اطراف رگبرگها وایجاد حالت موزائیکی می باشد(شبیه علائم بیماری های ویروسی ). این علائم هم دربرگهای اولیه ودر برگهای بزرگتر دیده می شود.درزیر برگ پوشش کرکی دیده می شود که به شناسایی سفیدک کرکی کمک می کند. اگردرگیاه آ لوده طبق تشکیل شود روبه بالا ست که علامت خوبی برای تشخیص بیماری است. این قا رچ درگیاه سیستمیک می شود بنابراین به اندام گل وارد شده و باعث تغییر شکل آن می گردد وحتی پوسته بذر هم سبز می شود. این بیماری تولید مرگ گیاهچه هم می کند. قارچ عامل بیماری یک Oomycetes است که اسپورانجیوفور و اسپورانجیومهای خود را درسطح زیرین برگ ودر شرایط مرطوب تشکیل می دهد.انشعابات اسپورانجیوفور دو شاخه وعمود بر هم هستند ودرانتها به استریگمای سه شاخه(صلیبی) ختم می شود ودرروی آنها اسپورانجیوم تولید می شود. این قارچ تولید Oospore می کند که می تواند جوانه زده و تولید ریسه یا زئوسپور نماید. Oospore عامل بقای قارچ می باشد و اگر وارد خاک شد ریشه کن کردن آن مشکل است. بیماری بیشترخاکزاد است تا هوا زاد واهمیتش بیشتر ازطریق آلودگی ریشه است تا اندامهای هوایی. اگراسپور درخاک باشد وتولید زئوسپور کند این زئوسپورها به راحتی جذب منطقه رشد طولی ریشه شده و وارد ریشه می شوند و آلودگی ایجاد می نمایند.

قارچ درگیاه جوان (مرحله8-6 برگی) به راحتی ایجاد آلودگی سیستمیک کرده و وارد قسمتهای هوای میشود . برگهای جوان نیز ممکن است بصورت موضعی آلوده شوند و قارچ از طریق روزنه ها وارد برگ شود. برای ایجاد آلودگی اولیه از طریق خاک لازم است که رطوبت خاک اشباع وحساسیت گیاه بالا وحرارت خاک پایین(15 درجه سانتیگراد) باشد. اگر حرارت خاک بالا باشد(20درجه سانتیگراد وبالا تر) زئوسپور تولید نمی شود. قارچ عامل بیماری از طریق هیپوکوتیل هم وارد گیاهچه های اولیه می شود وبصورت ریسه درگیاه حرکت کرده و در نهایت داخل بذر شده وقسمتهای داخلی آن یعنی گیاهچه را آلوده می کند. دربرگ های ریخته شده اُاُسپور فراوان است. Over wintering دربذر و دربقایا بصورتOospre می باشد.

کنترل بیماری:

1- تناوب طولانی 10-4ساله.

2- حذف گیاهان آلوده در اویل فصل وسوزاندن آنها.

3- ضد عفونی بذر با قارچ کشهای سیستمیک مثل متالاکسیل (ریدومیل).

4- ارقام مقاوم و بذر سالم استفاده شود (بهترین روشها).

[ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 2:58 ] [ شایان فقانی ]
آترازین چیست ؟
آترازین علف کشی است که به صورت انتخابی رشد علف هرزهای با برگ پهن را کنترل میکند مانندvelvetleaf,pig weed, cochlebur و برخی از علفهای هرز معین در مزارع غلات وذرت .

کنترل انتخابی به این معناست که برخی از علفهای هرز معین و گزینش شده کنترل شده و رشد انها متوقف می شود که البته این امر بایستی با کمترین میزان خسارت به گیاهان مفید باشد که معمولا همان غلات می باشند .غلات و ذرت نسبت به اترازین مقاومت خوبی نشان می دهند. در سال 1959 اترازین به عنوان یک علف کش کنسانس پذیرفته شد و این ماده همچنان به صورت گسترده استفاده می شود چرا که با کارایی خوب وصرفه خوب اقتصادی بسیاری از علفهای هرزه را مهار می کند استفاده از این علف کش می تواند با استفاده از متدهای جدید کشاورزی و پرورش غلات وذرت کاهش یابد
.
اترازین یک علف کش با فرمول شیمیایی
:


2-chloro-4-ethylamino-6-isopropylamino-1-3-5-triazinre
یکی از پر مصرف ترین علف کشها در شمال امریکا ست تنها در امریکا بیش از 50 میلیون کیلو گرم از این ماده استفاده می شود که جهت سم پاشی 25 میلیون هکتار است پس مانده های این علف کش در ابهای زیر زمینی و همچنین رودخانه ها به عنوان dealkylationیافت می شوند .

نیمه عمر اترازین در خاک حدود 4 روز است ولی این مقدار به طور معمولی می تواند تا 385 روز در مناطق خشک و شنی افزایش یابد .در اب خالص نیمه عمر اترازین 3 روز است .این نیمه عمر در اب دریا 30 روز است ودر ته نشینهای دریایی 35 روز و در حیوانات مهره دار کمتر از 72 ساعت است .
[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:51 ] [ شایان فقانی ]

تا کنون بیش از 2500 گونه از گیاهان انگل در جهان شناخته شده اند

که به دو گروه تقسیم می شوند: 

گروه نخست نیمه انگل (Hemiparasitism) و گروه دوم انگل کامل (Holoparasitism) می باشد. گیاهان انگل مثل دارواش و ارکیده که علیرقم داشتن اندامهای سبز هوایی، برای تامین برخی مواد مورد نیاز خود به گیاه میزبان وابسته می باشند، ولی گیاهان تمام انگل فاقد برگ و ریشه بوده و به دلیل نداشتن کلروفیل، تمام مواد غذایی مورد نیاز خود را از گیاه میزبان دریافت می کنند. مثل سس، گل جالیز و علف جادوگر.

[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:40 ] [ شایان فقانی ]

نام عمومی ، تجاری سموم دفع آفات نباتی برخی علف کشها به شرح زیر می باشد:

نام عمومی ، تجاری سموم دفع آفات نباتی برخی علف کشها

ردیف

نام عمومی

نام تجاری

1

آزینفوس متیل

گوزاتیون

2

آمیتراز

مایتاك

3

اتیون

سیتون ، اتیول

4

اكسی دیمتون متیل

متاسیستوكس

5

اندوسولفان

تیودان

6

ایمیداكلوپرید

كونفیدور

7

پرمترین

آمبوش

8

پریمیفوس متیل

اكتلیك

9

پروفنفوس

كوراكرون

10

پیریمیكارب

پیریمور

11

تیودیكارب

لاروین

12

دلتامترین

دسیس

13

دیازینون

دیازینون

14

دیفلوبنزورون

دیمیلین

15

دی كلرووس

ددواپ

16

دیمیتوات

دیمیتوات

17

سایپرمترین

ریپیكورد

18

فسفامیدون

دیمیكرون

19

فن پروپاترین

دانیتول

20

فن والریت

سومیسیدین

21

فنتیون

لبایسید

22

فنیتراتیون

سومیتون

23

فوزالون

زولون

[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:36 ] [ شایان فقانی ]

برخی از قارچ کشها و نحوه اثر آنها به شرح زیر می باشد:

بازدارنده های ایزومراز8٫7∆و روکتاز14∆

طیف کنترل کنندگی بیماری به وسیله بازدارنده هایایزومراز 7٫8∆ و ردوکتاز14∆ نسبت به بازدارنده های دمتیلاسیون 14 محدودتر است و استفاده عمده آنها علیه سفیدکهای پودری (Erysiphales) است.

فقط هفت قارچ کش تجاری وجود دارد که ایزومرهای 7٫8∆و مرحله ردوکتاز 14∆ بیوسنتز استرول را بازداری می نماید که عبارت از:فن پروپیمورف،فن پروپیدین، تری دمورف(کالکسین)، دودمورف، آلدیمورف، پیپرالین(قدیمی ترین عضو این گروه) و اسپیرو کسامین (جدیدترین عضو این گروه) می باشند.


استفاده بسیار زیاد DMIs علیه سفیدک پودری غلات باعث ایجاد مقاومت و کاهش کنترل به سطحی پایین تر از سطح قابل قبول تجاری شده است موفقیت اخیر بازدارنده های ایزومراز 7٫8∆ و ردوکتاز 14∆ مرهون جمیع تحقیقات انجام شده برای کنترل عوامل سفیدکهای پودری می باشد. با وجودی که بازداری ایزومراز و ردوکتاز در مطالعات آزمایشگاهی به اثبات رسیده است ، اهمیت نسبی این دو مرحله هدف، هنوز به خوبی مشخص نشده است. درE.graminis ، مهمترین پاتوژن هدف برای این گروه، تری دیمورف(کالکسین) یک بازدارنده بسیار فعال واکنش ایزومراز است، در صورتی که فن پروپیدین فعالیت ضعیفی دارد. فن پروپیمورف هر دو آنزیم را بازداری می کند. به علاوه بعضی مطالعات نشان داده اند که در مخمر Saccharomyces cerevisiae اثرات فن پروپیمورف روی میزان استرول و سلامت غشاء می باشد. مطالعات دیگر اثرات غیر وابسته به فعالیت ایزومراز 7٫8∆ را نشان داده اند. بازداری مورفولینی ردوکتاز 24(28)∆ ترانس متیلاسیون 24∆ و مرحله حلقوی شدن اسکوآلین (Squalene cyclization) نیز به عنوان نحوه عمل احتمالی ذکر شده اند، که تشابه ساختمانی نزدیکتری بین ماده اولیه در این جایگاههای هدف در نظر گرفته می شود.


نحوه عمل، از همکنش جایگاه آنزیمی(دارای بار منفی) و اتم هیدروژن(دارای بار مثبت) در مولکول قارچ کش ناشی می شود.این فعالیت با تغییر ساختمانی و انتخاب استریو ایزومر ممکن می شود. در اسپیروکتال(Spiroketal) و اسپیروکسامین (Spiroxamine) شکل سیس (Cis) فعالتر از ایزومر ترانس (Trans) می باشد.


فنیل آمیدها(Phenylamides)


این ترکیبات شامل اسیل آلانین ها(Acylalanines) ، بوتیرولاکتین ها(Butyrolactones) و یک عضو از اکسازولید یونها(Oxazolidinones) می باشند که دارای فعالیت اختصاصی علیه قارچ های اامیست هستند. علت اختصاصی بودن آنها ناشناخته مانده است. بیشترین مطالعات روی اسیل آلانین متالاکسیل، از اعضای این گروه صورت گرفته است. متالاکسیل به وسیله ممانعت از سنتزRNA ریبوزومی از طریقه مجموعه الگویRNAپلی مرازI (RNA polymerase I-template complex) که نتیجه آن تخریب سنتز پروتئین می باشد، عمل می کند. متالاکسیل ام(CGA32935) از دو انانتیومر(Enantiomers) دیگر فعالتر است.


فنیل آمید ها در مراحل خاصی از پروسه آلوده سازی گروه اامیست عمل می کنند. مراحل آزادسازی زئوسپرها از اسپورانجیوم ها، حرکت،سیست شدن و متعاقباً جوانه زنی آنها و همچنین نفوذ اولیه و تشکیل هاستوریوم نسبتاً غیرحساس هستند.


این ممانعت دیرولی اختصاصی از پیشرفت قارچ ممکن است به وسیله نحوه اثر بیوشیمیایی بیان شود. در چرخه زندگی قارچهای پست،اسپورانجیوم ها و زئوسپورها دارای ریبوزوم کافی برای تشکیل زئوسپور، جوانه زنی، نفوذ و تشکیل اولیه هستوریوم دارند و در نتیجه حتی در حضور قارچ کشهای فنیل آمید هم پیشرفت می کنند. در مراحل بعدی، ممانعت از مجموعه الگوی RNA پلی مرازI ادامه می یابد و باعث ضخامت دیواره های سلولی ریسه و در نهایت مرگ سلولی می شود. علائم مذکور ضمن تجمع پیش ماده هایrRNA نوکلئوتید تری فسفات ها که فعالیت بتا1و3 گلوکان سنتتازβ(1.3)glucan synthetase قارچ را زیاد میکند و اجزای اصلی دیواره سلولی را می سازد زیاد می شود.


قارچ کش های فنیل آمیدی به عنوان حفاظت کننده و معالجه کننده در تیمار بذر ، اندام های هوایی و ریشه استفاده می شوند. این ترکیبات عمدتاً حرکت آپوپلاستیک دارند لیکن، گزارش شده که متالاکسیل مقدار محدودی حرکت سیمپلاستی نیز دارد.




بنزیمیدازول ها(Benzimidazole)


معروفیت بنزیمیدازول ها در فروشگاه های سموم دفع آفات نباتی بر اساس نقش عملی در کنترل طیف وسیعی از آسکومیست ها، بازیدیومیست ها و قارچ های ناقص می باشد؛ هر چند، علیه اامیست ها کاربرد ندارند.


توسعه قارچ کشهای سیستمیک در دهه 1960 شامل بنزیمیدازول ها، از جمله بنومیل(Benomyl) ، کاربندازیم(Carbendazim) ، تیوفانات متیل(Thiophanate methyl) فوبریدازول(Fuberidazole) و تیابندازول(Thiabendazole) بود.


بنومیل در گیاهان، جانوران و خاک به متیل 2- ایل- کاربامات کاربندازیمMethyl-2-yl carbamate carbendazim تبدیل می شود. کاربندازیم هم همچون هیدروکلرید، هیپوفسفیت و فسفات برای کنترل بیماری مرگ نارونCeratocystis ulmi استفاده می شود.


تیابندازول اصالتاً در سال1961 بوسیله شرکت مرک(Merck) به عنوان ضد انگل روده(Antihelminthic) ساخته شد. خصوصیات سیستمیکی و قارچ کشی آن در سال 1964 به اثبات رسید و در کنترلCeratocystis, Botrytis ,Aspergillus, Fusarium, Diaporthe, Colletotrichum, Cercospora, Phoma, Penicillium, Oospora, Gloeosporium, Gibberella, Septoria , Sclerotinia, Rhizoctonia و Verticillium در سبزیجات،محصولات زراعی، درختان میوه، گیاهان حاشیه ای(Row crops) ، چمن، گیاهان حفاظتی(Protected crops) و غلات استفاده می شود.


نحوه اثر بنزیمیدازول ها به خوبی تحقیق شده و مشخص شده است که بر اساس تاثیراتشان بر توبولین می باشد.در میکروتوبولها به طور متناوب مارپیچ های آلفا و بتا توبولین وجود دارد که یک بخش ضروری ازاسکلت سلولی را تشکیل می دهند و در تشکیل دوک و جدا شدن کروموزوم ها در تقسیم سلولی فعال هستند. بنزیمیدازول ها تقسیم میتوز را در مرحله متافاز قطع می کنند. دوک میتوزی از فرم طبیعی خارج شده و هسته های دختری از هم جدا نمی شوند، در نتیجه سلول می میرد. این تغییرات در قارچ های تیمار شده با مطالعات بیوشیمیایی همراه شده تا وابستگی بنزیمیدازول ها به پروتئینهای توبولین در قارچهای حساس را به اثبات برساند.


تکنیک های بیولوژی مولکولی ،بتا توبولین را به عنوان جایگاه هدف تایید کرده است. تغییر تنها یک اسید آمینه(از فنیل آلانین به تیروزین) در نتیجه تغییرات موتاسیون زا دربتا توبولین علت مقاومت به کاربندازیم درNeurospora spp می باشد. درSaccharomyces spp ، مقاومت با یک تغییر مشابه، از آرژین به هیستیدین، کنترل می شود.


علیرغم وجود مقدار زیاد بتا توبولین در همه موجودات یوکاریوت،بنزیمیدازول ها دارای خاصیت انتخابی بالایی می باشند.قارچ های اامیست و همه گیاهان نسبت به بنزیمیدازول ها غیر حساس هستند. اساس انتخابی بودن آنها ناشناخته می باشد ولی ممکن است بستگی به تفاوتهای ساختمانی در جایگاه های ترکیبی(باند شدن) میکروتوبول ها باشد. تغییرات جزئی در اسیدآمینه مکمل که ممکن است زمینه انتخابی بودن بین گونه ها باشد نیز می تواند دلیل حساسیت درون یک گونه باشد.




فنیل کارباماتها(Phenyl carbamates)


فنیل کارباماتها علیه قارچ های مقاوم به بنزیمیدازول فعال هستند. فعالیت زیاد آنها در تخریب میتوز مشابه بنزیمیدازول هاست، و مطالعات اشاره دارند به وجود یک منطقه ترکیبی همانند روی پروتئین بتا توبولین. یک موتاسیون که در نتیجه آن فقط تغییر در یک اسید آمینه می شود با مقاومت به کاربندازیم در ارتباط بوده و ممکن است اساس مقاومت تقاطعی منفی بین کاربندازیم و فنیل کاربامات ها باشد.




بلاستیسیدین


بلاستیسیدین اس (Blasticidin S) که به عنوان یک محصول تخمیری از کشتهای Streptomyces griseochromogenes جدا شده است، علیه بلاست برنج به صورت انتخابی عمل میکند. این قارچ کش فعالیت سیستمیک خفیفی دارد. بلاستیسیدین اس با زیر واحد های ریبوزومی بزرگ برهمکنش نموده و جایگاه اتصال برای ورود مولکول های آمینو اسیل –tRNA را مسدود می کند و در نتیجه از طویل شدن زنجیره پروتئین جلوگیری می کند.


کازوگامایسین(Kasugamycin) یک متابولیت ثانویه S. kasugaensis است که مانند بلاستیسیدین اس تنها استفاده آن کنترل P. grisea می باشد. کازو گامایسین بر خلاف بلاستیسیدین اس به زیر واحد ریبوزومی 30s (زیر واحد کوچک) متصل می شود و مانع طویل شدن پروتئین میگردد. این قارچ کش سیستمیک بوده و دارای فعالیت حفاظتی و معالجه کنندگی می باشد، ولی ممکن است برای گیاهان و جانوران سمی باشد.


تری سیکلازول


سنتز پیگمان ملانین در بیماری زایی قارچها مهم است. تشکیل ملانین در دیواره های آپرسوریوم برای توسعه ریسه آلوده کننده و نفوذ به اپیدرم میزبان ضروری است. موتانهای P. grisea که ملانین ندارند بیماریزا نیستند. کشف تری سیکلازول توسعه مواد شیمیایی (برای مثال پیروکوئیلون(Pyroquilon) و کلوبنتیازون(Chlobenthiazone) ) را که نحوه اثر جدیدی در آسکومیست ها و قارچهای ناقص پیگمان دار بازی میکنند،آغاز کرد. ممانعت از سنتز ملانین کنترل شدید بلاست برنج را مهیا می کند.


در برنج تیمار شده با تری سیکلازول، مراحل اولیه آلودگی P. grisea (جوانه زنی کنیدیوم ها و تشکیل آپرسوریوم) تحت تاثیر قرار نمی گیرند ولی تشکیل ملانین در آپرسوریوم ها و متعاقبا تشکیل میخ نفوذ جلوگیری می شود، در نتیجه گیاه از صدمه بیماری حفاظت می شود.. نتایج مشابهی در استفاده علیه دیگر قارچ های پیگمان دار مثل Colletotrichum lagenarium و C. lindemuthianum به دست آمده است.


تری سیکلازول به راحتی به وسیله برگها و ریشه های گیاهان برنج جذب شده و عمدتاً به سمت بالای گیاه حرکت می کند.KTV3616 ، درسال1994 به عنوان ترکیبی با توانایی استفاده مخصوصاً علیه P. grisea معرفی شده بود. تجزیه کروماتوگرافیکی محیط کشت قارچ مذکور روشن می کند که تیمار با این قارچ کش باعث تجمع سیتالون (Scytalone) ، یک ماده حد واسط در بیوسنتز ملانین میگردد.




مشتقات نیتروفنیل


دینوکاپ(Dinocap) اولین قارچ کش آلی با پتانسیل تجاری کنترل سفیدک های پودری بود. این ترکیب دو ایزومر دارد.2،6-دی نیترو-4- اکتیل فنیل کروتونات، که تقریبا70٪ محصول تمام شده می باشد، اصلی ترین ترکیب فعال قارچ کش است. دینوکاپ دارای خاصیت حفاظتی و معالجه کنندگی و همچنین کنه کشی می باشد.


بیناپاکریل(Binapacryl) تشابهات ساختمانی با دینو کاپ نشان می دهد ولی خاصیت حفاظتی آن بیشتر از معالجه کنندگی اش می باشد.


نیتروتال-ایزوپروپیل (Nitrothal-isopropyl) یک ترکیب حفاظتی است و در ترکیب با دیگر قارچ کش ها از قبیل سولفور و مورفولین ها(Morpholines) علیه سفیدک های پودری استفاده می شود.


ترکیبات والد نسبت به تجزیه شیمیایی ناپایدار بوده و پس از نفوذ به درون قارچ، تحت تاثیر تجزیه آنزیمی به دی نیتروفنل های سمی تبدیل می شوند و سپس به عنوان ممانعت کننده و نه جدا کننده فسفوریلاسیون اکسیداتیو میتوکندریایی عمل می کنند.


درازوکسولون(Drazoxolon)


درازوکسولون به عنوان ضدعفونی کننده خاک برای کنترل بیماری های مرگ گیاهچه در گیاهان زینتی ، ضدعفونی بذر در بقولات، چمن و ذرت علیه Fusarium spp وPythium spp و به صورت محلول پاشی شاخ و برگ در درختان میوه و گیاهان زینتی برای کنترل سفیدک های پودری کاربرد دارد.


کاربوکسامیدها


کاربوکسین واکسی کاربوکسین علیه قارچ های بازیدیومیست فعال هستند. این قارچ کش ها سیستمیک بوده و عمدتاً به صورت ضد عفونی بذر مصرف می شوند و Sphaerotheca reiliana, Helminthosporium spp, Rhizoctonia spp, Ustilago spp, و T. caries را در غلات ، ذرت، پنبه، دانه های روغنی و بقولات کنترل می کنند. بررسی ساختمان کاربوکسامید و جایگزینی بعضی از بخش ها منجر به تولید ترکیبات فعال زیادی شده است. فن فورام(Fenfuram) و مت فوروکسام(Methfuroxam) ،که با تعویض حلقه1و4-اکساتیین با یک بخش فوران تولید شده است، هنوز برای کنترل پاتوژن های بذر زاد در غلات استفاده می شوند. متشابها، مپ رونیل(Mepronil) برای کنترلR. Solani در برنج وPuccinia recondita و Typhula incarnate در گندم به کار می رود.


تفاوت جذب کاربوکسامید ها ممکن است نقشی در انتخابی بودن آنها داشته باشند. جذب این قارچ کش ها بوسیله U. maydis و R. Solani ، دو هدف عمده کاربوکسامیدها، به طور معنی داری بیش از گونه های غیرحساس از قبیل S. Cerevisiaeو F. oxysporum f.sp. lycopersici می باشد. با اینحال، اختلاف در جذب بین گونه های قارچی حساس و غیر حساس به طور دقیق تایید نشده است. متابولیسم گیاه میزبان نیز ممکن است در انتخابی بودن دخالت داشته باشد.


تیفلوزامید(Thifluzamide(MON24000)) ، یک تیازول کاربوکسانیلید آزمایشی، فعالیت وسیعی علیه پاتوژن های شاخ و برگ و بذر زاد دارد. از موارد جالب،فعالیت آن علیه Gaeumannomyces graminis f.sp. tritici می باشد، که به صورت محلول پاشی شاخ و برگ است و این گواهی بر درجه ای ازحرکت قارچ کش در آوند آبکش است.




استروبیلورین ها(Strobilorins)


در سال1983، باسف(BASF) برنامه ای از مطالعه با یک متابولیت ثانویه به نام استروبیلورین آ که از قارچ Strobilurus tenacellus به دست آمده بود را شروع کرد و نزدیک به 10 سال بعد قارچ کش های490F(کرزوکسیم-متیل(Kersoxim-methyl)) وICIA5504 (azoxy strobin) را به عنوان جدیدترین کلاس قارچ کش ها به نام استروبیلورین ها و یا بتا-متوکسی آکریلات ها(β-methoxyacrylates) معرفی کرد.


استروبیلورین ها از حرکت الکترون در مجموعهIII (مجموعهbc1) در زنجیره انتقال الکترون میتوکندریایی ممانعت می کنند و جوانه زنی اسپور حساس ترین مرحله قارچ به استروبیلورین هاست، و طیف فعالیت آن اغلب وسیع است. قارچ های حساس عبارتند ازP. grisea, R. solani, C. beticola, Alternaria spp, P. infestans, P. viticola, E. graminis, Erysiphe betae, Septoria spp, P. teres, Venturia inaequalis, P. leucotricha, U. necator وS. Fuliginea بعلاوه ، استروبیلورین ها فعالیت ریشه کن کنندگی وسیعی غلیه سفیدک های پودری دارند.


معمولا این ترکیبات حرکت سیستمیک کندی دارند و می توانند بیماری را برای مدت طولانی کنترل کنند. توزیع مجدد آنها ضمن مکانیزم جذب پیوسته(دائمی) از لایه کوتیکولی برگ ها به درون گیاه و ضمن حرکت به صورت فاز گازی(بخار) و جذب مجدد به داخل کوتیکول حاصل می شود.


آنیلینوپیریمیدین ها (Anilinopyrimidines)


مپانی پیریم(Mepanipyrim) ،پیریمتانیل(Pyrimethanil) و سیپرودانیل(Cyprodanil) که به عنوان پیریمیدین شناخته شده اند، قارچ کش هایی با طیف وسیع بوده و توانایی استفاده در محصولات مختلفی را دارا هستند. مپانی پیریم و پیریمتانیل علیهB. Cinerea روی انگور و دیگر میوه ها و علیهV. Inaequalis روی سیب فعال می باشد. سیپرودانیل فعالیتی اضافه علیهP. Teres , E. graminis, R. secalis, Helminthosporium gramineum و S. nodorum روی غلات دارد.


تاثیر عمده آنیلینوپیریمدین ها با کاهش بیوسنتز آنزیم های لیتیک قارچی که در لیز کردن دیواره سلولی نقش دارند یا کاهش تراوش آنها در نقطه نفوذ قارچ اعمال می شود. این آنزیم ها شامل پکتینازها، سلولازها، پروتئینازها و لاکازها می باشند.


با اینحال، در مطالعاتی روی آنزیم های تجزیه کننده دیواره سلولی، تیمارهای مپانی پریم و پیریمتانیل نتوانستند از فعالیت پروتئیناز، سلولاز یا پلی گلاکتورناز در B.cinerea جلوگیری کنند. در مطالعات مشابهی کاهش ترشح اینورتاز(Invertase) و پکتیناز همراه با افزایش تجمع درون سلولی آنها ثابت شده بود. حدس زده می شود که این روش مکانیزم کلیدی اثر آنیلینوپیریمیدین ها باشد ولی اساس بیو شیمیایی اثر شناخته نشده است. شواهدی وجود دارد که دخالت ممانعت از بیوسنتز متیونین(Methionine) را پیشنهاد می کند.


فوزتیل(Fosetyl)


فوزتیل یا فوزتیل آلومینیوم دارای فعالیت اختصاصی علیه قارچ های اامیست، از جمله P. viticola در انگور ،P. humuli در رازک و Phytophthora spp در درختان میوه مثلا مرکبات می باشد.


فوزتیل مثالی کمیاب از محصولاتی است که در اوندهای آبکشی حرکت دارند، که علت آن احتمالا تجزیه شدن فوزتیل وتولید اسید فسفونیک(Phosphonic acid) است.


این ترکیب از تشکیل اسپورانجیوم و آزاد سازی زئوسپور درP. Citrophthora, P. parasitica, P. cactorum وP. Citricola ممانعت می کند، در حالی که تولید ااسپور و کلامیدسپور (Chlamydospore) درP. Citricola, P. cinnamomi, P. megasperma وP. Infestans نسبتا غیر حساس می باشند.


تغییرات ایجاد شده در دیواره سلولی و مورفولوژی قارچ ها به وسیله تیمار با فزتیل ممکن است در اثر یک نحوه اثر مستقیم روی سلامت غشاء باشد ولی نحوه اثر بیوشیمیایی اولیه مشخص نشده است.


پروتیوکارب و پروپاموکارب(Prothiocarb and propamocarb)


پروتیوکارب و پروکاموکارب قارچ کش های اامیستی هستند که برای کنترل گونه هایPsedoperonospora, Aphanimyces, Phytophthora, Peronospora, Bermia وPythium روی گیاهان زینتی، توتون، درختان میوه و سیب زمینی استفاده می شوند.


حدس زده می شود که اثر پروپاموکارب وابسته به عمل غشاء است. پروپاموکارب باعث ترشح محتویات سلولی از قبیل فسفات، کربوهیدرات و پروتئین ازPythium ultimum می شود، ولی ترشح این مواد بعد از رشد میسیلیوم متوقف می شود. با اضافه نمودن استرول ها به محیط کشت نیز ترشح مواد متوقف می شود.


سیموکسانیل (Cymoxanil)


سیموکسانیل یک قارچ کش سیستمیک بسیار موثر با فعالیت حفاظتی و معالجه کنندگی مخصوصا علیه قارچ های اامیست می باشد. این قارچ کش علیهP. Viticola روی انگور و P. infestans (لایت بلایت سیب زمینی) مورد استفاده های زیادی دارد که به صورت مخلوط با قارچ کش های غیر اختصاصی مثل مانکوزب مصرف می شود. این روش به عنوان بخشی از استرا تژی ضد مقاومت برای بهینه سازی فعالیت طولانی مدت و افزایش فاصله بین سمپاشی ها محسوب می شود.


سیموکسانیل علیه مراحل رشدی ریسه موثرتر از مراحل اولیه رشد( آزادسازی زئوسپورها از اسپورانجیوم و جوانه زنی آنها) می باشد. این ترکیب از بیوسنتز پروتئین و اسید نوکلئیک درP. Cinnamomi و B. cinerea ممانعت میکند و جالب است که فعالیت آن ضمن همکنش با پروسه های متابولیسمی میزبان تحریک می شود.


کوئین اکسی فن (Quinoxyfen(DE-795))


کوئین اکسی فن یک سفیدک پودری کش اختصاصی است که استفاده عمده آن علیهE. Graminis می باشد. تاثیر این قارچ کش غیر معمول است زیرا یک حفاظت کننده سیستمیک است که کنترل طولانی مدت سفیدک پودری غلات را باعث می شود.


کوئین اکسی فن از تشکیل آپرسوریوم جلوگیری می کند ولی اساس بیوشیمیایی فعالیت آن ناشناخته است. همچنین مکانیزم کنترل طولانی مدت سفیدک پودری غلات نامشخص است و با فقدان خواص فیزیکو شیمیایی که منجر به تحرک معنی دار در درون گیاه شود بغرنج شده است. حرکت کوئین اکسی فن از غلاف برگ ها به سمت مریستم انتهایی در حال رشد و در نتیجه برگها باعث می شود که جاهای محلول پاشی نشده خم تیمار شوند. روش دیگر توزیع مجدد قارچ کش به روش بخار می باشد.

[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:31 ] [ شایان فقانی ]

مقد مه :
• میزان مصرف انواع سموم درجهان 5/2میلیون تن میباشد.
• میانگین مصرف انواع سموم درایران دردهه 1363تا 1373 برابر35810بوده است.
• درنتیجه اجرای برنامه های کاهش مصرف سموم این میزان درسال 80 -79 به 23423 تن رسیده است. که حدود 35% کاهش داشته است.
• ازاینرو میزان مصرف انواع سموم درایران کمتراز 1% مصرف جها نی می باشد.

تغیرات اتفاق افتاده درنسبتهای کاربرد انواع سموم

• الف) ایران

• کاربردحشره کشها از75%به45% کاهش یافته است.
• کاربردقارچکشها وکنه کشها از11%به 25% افزایش یافته است.
• کاربردعلفکشها از14%به35%رسیده است .

• ب) جهان

• میانگین جهانی مصرف حشره کشها 5/25% است.
• میانگین جهانی مصرف قارچکشها وکنه کشها 6/18%است.
• میانگین جهانی مصرف علفکشها 3/48 %است.
• میانگین جهانی مصرف دیگرسموم 6/5 %است.

عوامل خسارتزای محصولات کشاورزی

• الف- موجودات زنده
• آفت : حشرات و جانوران خسارتزا
• بیماری : قارچها،باکتریها،ویروسها ،نماتدها
• علفهای هرز : کلیه گیاهان نابجا
• ب- عوامل غیر زنده
• کلیه تنشهای محیطی وارده به گیاه : سرمازدگی ، بادزدگی ، کمبود مواد غذایی

تقسیم بندی سموم شیمیا یی بر مبنا ی عوا مل خسا رت زا

• حشره کش
• قارچکش
• علفکش
• موش کش
• نماتد کش
• حلزون کش

حشره کشهای طبیعی

پیرترینها pyrethrins
ازعصاره گلهای گیاهان داودی که درکشورهای کنیا واکوادورمی رویند بدست می آیند .
نحوه عملکرد :سبب فلج شدن فوری حشره میشود ولی فعالیت مجدد پیدامیکنند.به همین سبب مواد سینرژیست به آن اضافه میکنند.

ازاین گروه میتوان روتنون و نیکوتین رانامبرد

سموم آلی کلره
تاسال 1940میلادی حشره کشهای موجود هنوزبه آرسنیت سرب یاکلسیم،روغنهای نفتی،نیکوتین،نفت،روتنون، گو گرد، گازسیانید هیدروزن وکریولیت محدود میشد.
شامل: کلردان(1945)، لیندین، کلتان، آندوسولفان(1956)، ددت(1936)، دیلدرین (1948) .
این گروه ازسموم دوام بسیارزیاد دارند، خاصیت ابقایی دربافتهای چربی، انتقال ازطریق تغذیه گو شت و...

سموم آلی فسفره

اکترا ًسبب مسمومیت های حاد شده و کارکلینسترازخون رامتوقف می کنند .
شامل: مالاتیون(1949)، دیازینون(1952)، دورسبان، اتیون، کومافوس و...

تقسیم بندی سموم از نظر نحوه تاثیر

• ترکیبات سوزاننده و مسموم کننده
(دینوزب ، گبوتکس و سموم آرسنیکی )
• سموم تماسی (مالاتیون ، گوزاتیون )
• سموم نفوذی ( دیازینون )
• سموم سیستمیک (متاسیستوکس )
• سموم میکروبی ( B.T)

صور مختلف عر ضه سموم

• بصورت گرد همر اه باپودرتالک و...
• پودرهای قابل تعلیق در آب(w.p)
• امو لسیون های غلیظ (E.C)
• گرانول

تعریف LC50

• عبارتست ازغلظت کشنده سم برای 50%حیوانات مورد آزمایش وبرحسب میکروگرم درلیتراظهارمی دارند (سمیت سموم تدخینی ) 0
• اگرغلظت گازناشی ازمتیل بروماید د رفضا به 100تا200 ppm برسد چند ساعت تنفس ازآن موجب مسمومیت شد ید شده وممکن است انسان راباخطر مرگ مواجه سازد 0
• اگرغلظت گازناشی ازقرص فوستوکسین درفضا به 2000ppm درهوابرسد دراند ک مد تی میتواند انسان را بکشد 0

تعریف LD50

• مقدار سمی که قادراست 50% حیوانات موردآزمایش رابکشد
• مثال LD50سم د.د.ت برای موشهای بزرگ ازراه دهان ml/Kg 250 می باشد
• LD50 دیازینون برابر100 تا 150 mg/Kg می باشد
• LD50 مالا تیون برابر1000 تا 3500 mg/Kg می باشد
• LD50 سوین برابر307 mg/Kg می باشد

تقسیم بندی سموم بر مبنای درجه سمیت

• سموم فوق العاده خطرناک LD50دهانی 0تا50 وپوستی 0تا200mg / kg
• سموم باخطرمتوسط LD50 دهانی 51 تا 500 وپوستی 201 تا2000 mg /kg
• سموم کم خطرLD50 501 تا 5000 وپوستی 2000 تا 20000 mg /Kg
• سموم بی خطر LD50 دهانی 5000 + وپوستی 20000 + mg /Kg

اثرات گروههای مختلف سموم در سیستم عصبی و رفتاری


ارگانو فسفره (مانند مالاتیون، کلروپیریفوس و ...)

اختلالات ادراکی، هوشیاری و عاطفی
اختلالات در اعصاب حسی-حرکتی
کاربامات ( مانند کارباریل)
نقص حافظه - اختلالات بینایی
اختلالات در اعصاب حسی-حرکتی
ارگانو کلره (مانند کپون)
اختلال در ضمیر آگاه و شخصیت فرد
ضد عفونی کنندها (مانند متیل بروماید)
اختلال در حافظه کوتاه مدت
قارچکش ( مانند زینب، مانب و مانکوزب)
بینظمی تنفس فیزیولژیک (احتمالا پارکینسون)
کاهش هدایت عصبی
پیرتروئید
کاهش فعالیتهای حرکتی غیر ارادی
بیحسی در اعصاب حسی جلدی و کاهش در عکس العمل های سریع
جونده کش
ذخیره حداقل اطلاعات در ضمیر آگاه
کاهش توانایی انجام کار بطور مستقل

قوانین وآیین نامه های اجرایی سازمان حفظ نباتات[/

ورود ، ساخت،فرموله کردن وتغیربسته بندی سموم مستلزم اخذ پروانه میباشد
• تعیین وتصویب فهرست سموم مجا زکشورازطریق هیئت نظارت برسموم
• تجدید نظردرفرمول شیمیایی ،نوع فرمولا سیون،بسته بندی و...
• تصویب مشخصا ت لازم برای برچسب
• سموم جدید پس ازتایید سازما ن حفظ نبا تا ت باید به تصویب هیئت نظا رت سموم برسد
• سازند گا ند گا ن،فرموله کنند گان وبسته بندی کنند گان سموم موظفند با رعایت کلیه مشخصات فنی وبا نظا رت سازمان حفظ نبا ت به بازارعرضه کنند

[B]ایمنی در انبارداری سموم شیمیائی

براساس بررسیهای بعمل آمده شواهدی دال بر آتش سوزی خودبخود سموم دفع آفات نباتی وجود ندارد
به استثنای دیتیوکارباماتها مثل مانکوزب ، مانب ، بنومیل و... که باید از سایر سموم جدا شوند .

ضوابط ساختمان انبار

• باید عاری ازمواد آتش زا به منظور جلوگیری از گسترش آ تش با شد
• دیوارهای خارجی از موادی ساخته شده باشد که از گسترش آتش جلوگیری نماید
• تاحد امکان از ایجاد مجاری فاضلاب در کف انبارهای سموم پرهیزگردد
• فاصله گذاری بین سموم برحسب نوع آنهاازطریق دیوارهای عایق

جلوگیری از بروز آتش سوزی در انبارهای سموم


• بدیهی ترین علت آتش سوزیها :

• کشیدن سیگار
• نقائص و معایب سیستم برق
• وسایل نقلیه حاضر در انبار (لیفتراک)
• توجه به محل جغرافیائی احداث انبار
• مجاورت آن با تاسیسات مسکونی ، مدارس ، کارخانه های مواد غذایی
• موقعیت مجاری آب و سیستمهای فاضلاب در ناحیه انبار

مقابله باآتش سوزی


• انبارهای سموم باید مجهزبه کپسول آتش نشانی وشیلنگ آب باشند

• درانبارهای بزرگ سیستم آب پا ش اتوما تیک مورد توجه قرارگیرد
• نصب سیستم های کشف حریق
• کارکنان انبارباید مجهزبه ماسک ضد حریق ودستگا ههای تنفس ا کسیژن باشند
• انبارهای سموم باید دارای سیستم هواکش جهت خارج کردن دود باشند

مقررات حمل ونقل

• سموم باید دور از مسافرو مواد غذایی بارگیری و تخلیه شوند.
• از گذاشتن بسته های سموم در زیر وسایل سنگین پرهیز گردد.
• قبل از بارگیری سطوح وسایل نقلیه از لحاظ وجود براده های چوب وسنگ ... بررسی شود.
• در صورت نشت سم بوسیله خاک مواد نشتی جذب و جمع آوری شود.

شرایط نگهداری سموم و ایمنی در انبارها


• نگهداری سموم مطابق شرایط برچسب .

• نگهداری سموم در انبارهای مخصوص .
• پرهیز از نگهداری سموم در سایر ظروف
• جدانگهداری علفکشها از سایر سموم
• خروج سموم از انبار با توجه به تاریخ انقضاء
• خارج کردن ظروف صدمه دیده از محل انبار

شرایط اختصاصی نگهداری سموم

کسی دیمتون متیل ( متاسیستوکس) امولسیون 25%
• حداقل حرارت مجاز 10- و حدالکثر 30+
• درمحلی خشک وخنک ،دورازتابش آفتاب نگهدارید
• دوره کارنس آن 21روزمی باشد

متام سدیم (واپام )

• در جای خشک که هوا به خوبی تهویه میگردد نگهداری شود
• دور از تابش مستقیم انبار گردد
• دمای مطلوب نگهداری بین 20 تا 30درجه سانتی گراد
• درحرات زیر5درجه سانتی گراد کریستالیزه میشود
• مقدارمصرف برای نماتدمولدغده110سی سی درهرمترمربع

متیل بروماید

دما (سانتیگراد) زمان (ساعت) دز(g/m )
4تا9 16تا24 48


15تا20 ؛؛؛؛؛؛ 32 21تا25 ؛؛؛؛؛؛ 24 26به بالا ؛؛؛؛؛؛ 16
قرص فسفید آلومینیوم (فستوکسین)
• دور از آتش و اشیاء داغ و سایر مواد شیمیائی نگهداری شود
• گازی بی رنگ بابوی سیرمی باشد
• قرص های بزرگ به وزن 3گرم میباشند
• به ازای هرتن محصول 3تا6قرص وبرای محصولات انباری مانند غلات ،حبوبات،خشکبارو... درگونی ویا بسته بندیهابه ازای هرمترمکعب حجم5/. تا5/1عدد قرص استفاده می شود.
دما (سانتیگراد) مدت گازدهی

16تا 20 4روز 21 و بیشتر 3روز
رعایت نکات لازم در موقع کارکردن در انبار
• استفاده از دستکش ، چکمه و لباس کار مخصوص
• عدم جابجایی سموم گازی در داخل انبار
• تعویض و شستشوی همه روزه لباس کارگران
• پرهیر از خوردن آشامیدن و استعمال دخانیات در انبار
• در صورت تماس بدن با سم غلیظ باید فوراً آن را با آب و صابون بشویند

معدوم کردن ظروف خالی سموم

• مدفون کردن ظروف در عمق 5/1 متری زمین
• محل دفن ظروف خالی بایستی غیر قابل نفوذ و از مسیر رودخانه ... دور باشد
• سوزاندن ظروف به جز علفکشها

باقیمانده سموم


• باقی مانده سموم روی محصولات کشاورزی بصور ت PPM) ) مخفف parts.per.million نشا ن می دهند
• اکثرسموم شیمیایی سرطانزاوتومورزاهستند ووجودانواع سرطانها درجوامع امروز زنگ خطری دراین زمینه است
• این نوع مسمومیتها دراثرمصرف متوالی مقادیرجزئی باقیمانده سموم درموادغذایی بوجود می آیند
• دوره کارنس :حداقل زمانیکه بین آخرین سمپاشی وبرداشت محصول باید رعایت کرد که دراین مدت سم تجزیه شده وباقیمانده آن به حدمجا ز می رسد
• منابع چربی داربد ن به عنوان غنی کننده های بیولوژیکی عمل می کنند به عنوان مثال غد د فوق کلیوی،تیروئید ،جگر،کلیه و...می توان نام برد0
• ازاینروخورد ن حتی مقدارناچیزمثلا باقیمانده سموم کلره د رحد 1/ ppm، همراه باغذا باعث ذخیره 10تا15ppmآن دربدن میشود که افزایشی بیش از100برابراست
CCPR مخفف عبارت Codex Committee on Pesticide Residues یا کمیته باقیمانده سموم کدکس می باشد. یکی از وظایف این کمیته تعیین حداکثر باقیمانده سموم MRL در مواد غذایی می باشد. کلیه کشورها در صورتی اجازه ورود محصولات کشاورزی را می دهند که این محصول دارای تائیدیه معتبر از یکی از آزمایشگاه های مورد تائید کدکس Good Laboratory Practice - GLP مبنی بر میزان باقیمانده سموم مورد تائید کدکس باشد. این مهم برای بسیاری از کشورهای پیشرفته و پیشرو مورد توجه قرار دارد
LD50=1500mg/kg 10تا14 ؛؛؛؛؛؛ 40 15تا 16 5 روز

[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:29 ] [ شایان فقانی ]

امروزه با استفاده گسترده از مواد شیمیایی در باغات و مزارع که منجر به ریشه کن شدن نسل موجودات و عوامل بیماری زا میشود بیم این است که حشرات ومیکرو ارگانیسمهای مفید نیز برای همیشه از بین بروند. این در حالی است که واژه مفید و غیر مفید را ما انسانها بر حسب نیاز های مصرفی خود ابداع کرده ایم .اعتقاد بسیاری از دانشمندان این است که تنوع زیستی بیشتر بین موجودات برابر است با سلامتی بیشتر محیط زیست. یقینا یک فضای سبز با تنوع بیشتر بقای بیشتری خواهد داشت. بنابراین سعی آنها در جلوگیری از ریشه کن شدن بعضی از حشرات و پاتوژنهایی است که در یک سیستم باعث خسارت به گیاهان می شوند.

تعریف
کنترل بیو لوژیک عبارت است از استفاده از یک عامل بیماریزا یا یک حشره به منظور کاهش خسارت ناشی از یک نوع آفت . این روش مخصوصا برای محل هایی مثل گلخانه ها و محیط های بزرگ مصنوعی مناسب است . هدف از کنترل بیو لوژیک ریشه کن کردن آفاتی که به گیاهان آسیب وارد می کنند نیست بلکه هدف کاهش جمعیت آنها به حدی است که کمترین خسارت را به کشاورز یا محیط زیست وارد کند. در حقیقت این روشی است که با عکس العمل محیطی بین موجودات زنده آفات را کنترل می کند.در یک محیط طبیعی یعنی جایی که بشر کمترین دخالت را در اكوسیستم دارد آفات و بیماری های گیاهی همیشه وجود دارند اما در صورت عدم دخالت مستقیم بشر جمعیت آنها همیشه در حال تعادل و به حد نرمال است.
یکی از عوامل مهم برای شروع کار کنترل بیولوژیک آشنایی با مراحل مختلف رشد آفات و شناسایی مرحله ای است که آنها بیشترین خسارت را به گیاهان وارد می کنند. بیشتر روش های کنترل بیو لوژیک بر پایه جذب بیشتر حشرات مفید در مزارع و باغات پایه ریزی شده اند. موجودات زنده ای که بیشتر برای کنترل بیولوژیک استفاده می شوند عبارتند از :

انگل ها،شکارچی ها، پاتوژن ها و خورنده علف های هرز(Weed feeder). کشاورزان می توانند آنها را از طریق پست خریداری نمایند .موجوداتی که برای این منظور استفاده می شوند می توانند شکارچی یا انگل باشند.


کنترل بیو لوژیک از دیدگاه اقتصادی

کنترل بیولوژیک از نظر اقتصادی روشی بهینه است. حتی در صورت عدم موفقیت کامل در مزرعه نسبت سود به هزینه B/C در این روش 11:1 است. بر اساس یک مطالعه تخمین زده می شود که در این روش برنامه های با موفقیت کامل در ازای یک واحد سرمایه 32 واحد سود را باز می گردانند.( 32:1 B/C) این درحالی است که در تحقیق مشابهی نسبت سود به سرمایه در کنترل شیمیایی آفات فقط 5/2 به 1 است.

کنترل بیولوژیک با استفاده از حشرات

برای شروع این روش باید از روش زندگی حشرات یعنی انگل یا شکارچی بودن،سیکل زندگی و مکان هایی که آنها برای زندگی ترجیح می دهند مطلع باشیم .حشرات راه های مختلفی برای تغذیه از سایر حشرات ابداع کرده اند. شکارچی ها مستقیما حمله میکنند و قربانی خود را می بلعند در حالی که انگل ها در روی بدن حشره دیگر تخم گذاری می کنند و هنگامی که لارو ها از تخم بیرون آمدند از اندام های داخلی بدن حشره میزبان تغذیه می کنند.
نمونه ای از حشرات شکارچی


کنترل بیولوژیک زنبور پلیستز(Polistes)از طریق کفشدوزک(Ladybug)

کفشدوزک ها مخصوصا لارو های آنها شته هایی مثلGreenfly و Blackfly راشکار می کنند و از کرم ،پوسته بدن و لارو های کوچک آنها تغذیه می کنند. کفشدوزک ها شبیه سوسک هستند و با رنگ سیاه و قرمز بیشتر دیده می شوند. لاروهای آنها در ابتدا خیلی کوچکند ولی تا 17 میلی متر رشد می کنند. بدن آنها پوشیده از رنگ های سیاه یا خاکستری با لکه های مشخص قرمز یا نارنجی است. آنها بیشتر در باغات یافت میشوند و در زمستان در سوراخ ساقه های درختان به خواب می روند.

نمونه ای از حشرات انگل :


کنترل بیولوژیک حشره White fly با استفاده از زنبور Encarsia formosa

این حشره یک زنبور کوچک است که به شکل انگل از حشره White fly تغذیه می کند. White fly نو عی حشره کوچک است که از آفات مهم گلخانه ای است. این حشره از شیره گیاهی تغذیه می کند و باعث پژمردگی و تشکیل تودهای کپکی سیاه بر روی گیاه می شود.این روش مخصوصا در صورت هجوم کم حشره مفید است و تا مدت زیادی محافظت ایجاد می کند. مکانیسم کنترل به این صورت است که زنبور روی پوسته لارو White fly تخم گذاری می کند. بعد از خروج لارو ها از تخم، آنها از لارو White fly تغذیه کرده و قبل از تبدیل آنها به شفیره آنها را از بین می برند. باید بلافاصله بعد از مشاهده اولین حشره بالغ White fly نسبت به رها سازی زنبورها اقدام کرد تا کنترل به نحو موثری صورت بگیرد.

کنترل بیو لوژیک علف های هرز

کنترل بیولوژیک علف های هرز یکی از روش های کنترل علف های هرز است ،که از طریق قرار دادن آنها در معرض دشمنان طبیعی انجام می شود. بسیاری از علف های هرزی که امروزه در محیط های اطراف ما وجود دارند بومی مناطق دیگر بوده اند و از طریق بذر ، اندام رشد رویشی، باد، آب،حشرات و... به مناطق دیگر منتقل شده است.متاسفانه با انتقال علف های هرز به مناطق جدید دشمنان طبیعی آنان به همراه آنان منتقل نمی شوند در نتیجه آنها به راحتی قادر به رشد و نمو هستند، و حیات گیاهان بومی و مطلوب را به خطر می اندازند.
کنترل بیولوژیک روش هایی را پیشنهاد می کند تا تعادل طبیعی بین علف های هرز و محیط آنها برقرار شود. که از طریق معرفی حشرات و بیماری هایی است که به گیاهان مضر حمله می کنند.
_ یک روش کنترل شامل استقرار یک جمعیت از دشمنان طبیعی علف هرز است که قادر به ادامه حیات در محیط جدید می باشند.هدف ایجاد ممانعت برای رشد علف های هرز ،مخصوصا در مورد علف هایی که زمین های غیر زراعی را اشغال کرده اند،است.این روش با افزایش جمعیت یک عامل بیولوژیک (که معمولا یک حشره است )اجرا شده و تا زمانی که جلوی افزایش علف هرز را بگیرد ادامه می یابد . کنترل بیولوژیک علف هرز روشی تدریجی وطولانی است و تا 20 سال به طول می انجامد. اما در شرایط درست سودمند ترین و اقتصادی ترین روش کنترل است با توجه به اینکه اگر از عامل صحیحی برای کنترل استفاده شود کمترین خسارتی به محیط زیست وارد نمی کند.

_روش دوم به کار بردن یک دشمن طبیعی است که ، مثل علفکش ها با علف هرزمستقیما در تماس باشد، مانند عوامل بیماری زای گیاهی. این روش بیشتر برای کنترل علف های هرز غلات و در مزارع استفاده می شود. در کانادا عوامل بیماری زایی که برای این منظور استفاده می شوند حتما باید در آن منطقه وجود داشته باشند و اجازه ورود از مناطق ذیگر را ندارند. شرایط مورد نیازی که یک عامل بیماری زا برای استفاده در روش کنترل بیولوژیک باید داشته باشد این است که با روش انتخاب توده ایجواب دهد و بعد از به کار بردن روی علف های هرز اثر قابل قبولی داشته باشد.

_کنترل بیولوژیک همچنین می تواند به طور غیر مستقیم از طریق اعمال روش های زراعی انجام شود .به این طریق که با سیستم کشت حفاظتی یا بدون شخم و جلوگیری از چرای دام در فصل های بخصوص باعث افزایش دشمنان طبیعی و میکرو ارگانیسم های خاک می شوند.
کنترل بیو لوژیک علف های هرز یک فرایند طولانی ،تدریجی و گران است اما تحقیقات نشان داده است که بازگشت سرمایه در این روش به طور کلی و در پایان کار 50:1 است و شاید تا 100:1. کنترل بیولوژیک در صورتی موفق است که قدرت رشد و فراوانی علف های هرز و همچنین هزینه های اقتصادی که آنها به کشاورزان تحمیل می کنند را کاهش دهد.


مراحل انتخاب یک عامل کنترل بیولوژیک قبل از آزاد شدن در محیط

انتخاب دشمنان طبیعی که از علف هرز یا آفت مورد نظر تغذیه می کنند.
انجام مطالعات گسترده روی عامل بیولوژیک تا زمانی که مطمئن شوند که تنها به علف هرز یا آفت مورد نظر حمله می کند.
انجام آزمایشات ناحیه ای
تایید توسط سازمان محیط زیست و سازمان های دیگری که با توجه به کشور های مختلف فرق می کند.

[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:28 ] [ شایان فقانی ]

انیمیشن های مفید در خصوص موارد مهم در زیست شناسی را می توانید در این قسمت بیابید:


ادامه مطلب
[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 4:26 ] [ شایان فقانی ]

شب پره مديترانه اي آرد

شب پره مديترانه اي آرد                                                                         Ephestia kuhniella Zeller

براي ديدن تصاوير در اندازه 
واقعي روي آن كليك كنيد Anagasta kuhniella (Zeller)(Pyralidae: Phycitinae

براي ديدن تصاوير در اندازه 
واقعي روي آن كليك كنيد

 

 

 

 

اين شب پره در انگليسي به نام هاي Mediterranean flour moth، Flour moth، mill moth و در فارسي شب پره آرد خوانده مي شود.همان طور که می دانید استفاده از تخم های این حشره یکی از مهم ترین روش های تولید زنبور پارازیتوئید Trichogamma است.

مورفولو‍ژي: بال هاي جلويي خاكستري با لكه هاي تيره با نوار هاي موج دار عرضي مي باشد. بال هاي عقبي معمولاً به رنگ خاكستري روشن مي باشند. در هنگام استراحت معمولاً قسمت جلويي بدن بالا آورده شده است. اين آفت از ساير شب پره هاي انباري زير خانواده Phycitinae بزرگتر مي باشد. طول بدن اين شب پره 10 تا 14 ميلي متر و عرض بدن آن با بال هاي باز 20 تا 25 ميلي متر مي باشد. شفيره به رنگ قهوه اي روشن يا متمايل به قرمز مي باشد. و در داخل پيله اي ابريشمي تشكيل مي گردد. لارو ها سفيد يا صورتي مي باشند. سر و فقسه سينه آن ها قهوه اي رنگ مي باشد و بدم لارو ها با موهاي به نسبت بلندي به طور پراكنده پوشيده شده است. در قاعده مو ها (به ويژه موهاي subdorsal) لكه هاي تيره اي وجود دارد(شكل زير). و با همين صفت از ديگر گونه ها همچون شب پره هندي متمايز مي گردد. تخم ها سفيد متمايل به زرد مي باشند.

بيولوژي و اكولوژي: به منظور جفت گيري، ماده جفت گيري نكرده، نخست در وضعيت جلب جنس مخالف خود قرار مي گيرد به طوري كه تخك ريزش را بيرون آورده و شكمش را به سمت بالا خم مي كند. اين وضعيت حشره را قادر مي سازد تا فرمون ها را در هوا منتشر سازد. اين عمل تا چند روز مي تواند ادامه داشته باشد. نر ها به اين هوا تمايل پيدا كرده و به جستجوي جفت مي گردند و از خود رفتار معاشقه اي نشان مي دهند. جفت گيري در عرض چند ثانيه اتفاق مي افتد. در طول جفت گيري بال هاي ماده قسمتي از بدن نر را مي پوشاند. وقتي جفت گيري به پايان رسيد حشره ماده براي مدت ها در وضعيت جلب جنس مخالف قرار نمي گيرد ولي نر ها مي توانند در طول زندگي خود با 5 تا 6 ماده جفت گيري كنند. طول دوره زندگي حشرات نر بسيار متغير است و اگر جفتي پيدا نكنند و شرايط مناسب باشد تا 20 روز مي توتند زنده بمانند. تعداد تخم گذاشته شده توسط حشره ماده از 50 تا 450 عدد متغير است. اين تغيرات در ارتباط با فاكتور هاي ژنتيكي يا فراژنتيكي مي باشد. تخم ها به طور منفرد يا نزديك به هم به صورت توده اي گذاشته مي شوند. تخم ها به ترشحات چسبناكي آغشته شده اند و به مواد غذايي مي چسبند. تخم هاي اين آفت مقاومت قابل توجهي به فاكتور هاي غير زنده(نور، دماهاي پايين، خشكي و عوامل مكانيكي) از خود نشان مي دهند. از زمان تفريخ تا شفيرگي، لارو هاي شب پره آرد يك رفتار كاملاً انفرادي ويژه از خود نشان مي دهند.

در شرايط محيطي ثابت طول دوره زندگي بر حسب نوع ماده غذايي كه لارو ها از آن تغذيه كرده متفاوت مي باشد. دوره زندگي در گرماي 26 تا 28 درجه سانتي گراد در روي ذرت83 روز، روي آرد جو 123 روز و روي آرد برنج 217 روز طول مي كشد. طول دوره زندگي به ميزان قابل توجهي تحت تاثير گرماي محيط زيست مي باشد.

علائم آلودگي: وجود لارو ها با مشاهده تخليه مدفوع همراه با تار ابريشمي در نقاط تماس ميوه ها يا در سطح ماده غذايي مشخص مي شود. حشرات كامل تحرك چنداني در طول روز نداشته و در مكان هاي سايه دار مخفي مي شوند. بعد از غروب اين حشرا در حال پرواز نامتعادل ديده مي شوند. تخم ها در ماده غذايي در شكاف ها مخفي مي باشند.

اهميت اقتصادي:شب پره آرد به بسياري از غلات همچون گندم(دانه، سبوس و آرد)‌، ذرت، برنج، سورگوم، يولاف و جو حمله مي كند. اين آفت همچنين به ميوه هاي هسته دار، خرما، غلاف هاي خرنوب، ميوه ها، گل ها، برگ ها و ريشه هاي خشك شده، بيسكويت، غذاي انسان و حيوان حمله مي كند. شب پره آرد يك آفت همه جا گير بوده و در سراسر دنيا پراكنه است. اين آفت يك گونه انسان دوست مي باشد و به زندگي در نزديكي انسان سازش پيدا كرده است.

روش هاي تشخيص و بازرسي: حشرات كامل را مي توان با طله هاي نوري يا فرموني قرار داده شده در محل شكار كرد. در آسياب ها و انبار ها حشرات كامل هنگام روز اغلب در خال استراحت روي ديوار ها به ويژه در قسمت هاي گرمتر ديده مي شوند. وجود لارو ها و شفيره ها را مي توان با مشاهده آن ها در شكاف هاي سقف، گوشه هاي ديوار و هر جاي تاريك ديگر تشخيص داد.

دشمنان طبيعي: دشمنان طبيعي كه در شرايط طبيعي مراحل مختلف زندگي شب پره مديترانه اي را مورد حمله قرار مي دهند از قرار زير مي باشند:

مرحله مورد حمله

پارازيتوئيد ها

لارو

Bracon hebetor Say

شفيره         

Diadegma chrysostictos Gmelin

تخم

Trichogramma evanescens Westwood

تخم

Trichogamma mintum Riley

لارو شفيره     

  Venturia canescens Gravenhorst

ترشحات غدد آرواره اي بالا به نوان يك كايرومون براي زنبور هاي پارازيتوئيد عمل مي كند. مدفوع لارو هاي شب پره هندي داراي كايروموني براي جلب زنبور Venturia canescens مي باشد.

مرحله مورد حمله

شكارگر ها

تخم و لارو

Pergrinator biannulipes

تخم و لارو 

Anthococoridae, Reduviidae,Pyemotidae,spiders

از سال 1962 تا به حال موسسه (INRA)(Antibes; france) ، شب پره آرد را به عنوان يك ابزار اصلي جهت توليد شكارچي ها و پارازيتوئيد هاي مختلف براي كنترل آفاتي همچون پروانه ها و شته ها به كار برده است.

مرحله مورد حمله

پاتوژن ها

لارو

Bacillus thuringiensis

لارو

Mattesia dispora

 
برگرفته شده از پایان نامه دوره کارشناسی ارشد دکتر وحید حسینی نوه عضو هيت علمي گروه گياهپزشكي پرديس كشاورزي دانشگاه تهران-كرج
[ دوشنبه چهارم مرداد 1389 ] [ 4:5 ] [ شایان فقانی ]
بیماریهای شاخه و شاخه چه
 
1) قارچ نمدی ( S.pseudopedicellatum )
2) خشکیدگی مرکبات ( Mall secco )
3) بیماری صورتی رنگ و سوختگی ریسمانی (pink disease  )
4) پوسیدگی اسکلروتینیایی شاخه چه ( S.sclerotiorum )
5) زگیل اسفروپسیسی ( Sphaeropsis scab )
6) پوسیدگی چوب (  wood rot)
7) لکه قیری (  Tar spot)
 
بیماری های قارچی پس از برداشت
 
 1) پوسیدگی آلترناریایی (Alternaria rot  )
2) آنتراکنوز ( Colletotrichum gloeosporioides )
3) پوسیدگی آسپرژیلوسی (   Aspergillus rot )
4) پوسیدگی قهوه ای (Brown rot  )
5) پوسیدگی پنبه ای ( cottony rot )
6) پوسیدگی دوتیورلایی (dothiorella rot  )
7) پوسیدگی فوزاریومی ( Fusarium rot )
8) کپک خاکستری ( Gray mold )
 
فسادهای پنسیلیومی
 
1) کپک آبی ( Blue mold )
2) کپک سبز (Green mold  )
3) کپک ریش ریشی ( Whisker mold )
4) پوسیدگی پلئوسپورایی ( Pleospora rot )
5) پوسیدگی ترش ( Sour rot )
6) پوسیدگی دیپلودیایی دمگاه ( Diplodia stem - end rot )
7) پوسیدگی فوموپسیسی دمگاه ( Phomopsis stem – end rot )
8) پوسیدگی تریکودرمایی (Trichoderma rot  )
 
بیماری های سیستمیک قابل انتقال با پیوند
 
1) سرخشکیدگی استرالیایی مرکبات ( Australian citrus dieback )
2) لکه سبز مرکبات (  Citrus leaf mottling  )
3) ریز برگی مرکبات ( Citrus stubborn )
4) سبزردی ابلق (Variegated chlorosis  )
5) جاروک (Witches  )
6) بیماری های ویروئیدی (Viroid disease  )
7) کاکسیا (Cachexia  )
8) اگزوکورتیس ( scaly butt )
9) پوست انگومی ( gummy bark )
10) حفره انگومی ( Gum pocket )
11) آبله انگومی ( gummy pitting )
12) پوست ورایی
 
بیماریهای قارچی ریشه
 
1) پوسیدگی سیاه ریشه (black root rot  )
2) پژمردگی فوزاریومی (Fusarium wilt  )
3) پوسیدگی گانودرمایی ریشه ( Ganoderma root rot )
4) پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه  ( Armillaria root rot )
5) پوسیدگی فیماتوتریکومی ریشه ( Phymatotrichum root rot )
6) بیماری های فیتوفتورایی (  Phytophthora rot )
7) پوسیدگی رزلینیایی ریشه ( Rosellinia root rot )
8) پوسیدگی یوستولینیایی طوقه و ریشه ( Ustulina root and collar rot )
 
نماتودها
 
1) نماتودهای زخم زا (  Lesion nematode)
2) زوال تدریجی ( Slow decline )
3) زوال گستران ( Spreading decline )
4) نماتود نیشی (  Sting nematode)
5) نماتودهای غلافی ( Sheath nematode )
6) نماتود ریشه گرهی (Root knot nematode  )
7) نماتد ریشه کل ( Stubby-root nematode )
8) نماتد چنبره ای ( Spiral nematode )
 
بیماری های شاخساره و میوه
 
1) بیماری های آلترناریایی ( Alternaria rot )
2) لکه قهوه ای آلترناریایی نارنگی ( Alternaria Brown spot of mandarins )
3) لکه برگی مرکبات ( Citrus leaf spot )
 
بیماری های آنتراکنوزی
 
1) ریزش پس گل میوه ( Postbloom fruit drop )
2) آنتراکنوز لیمو آب (lime anthracnose  )
3) لکه موجی برگ مرکبات (Areolate leaf spot  )
4) لکه تیره (  Black spot)
 
بیماری های بوتریتیسی
 
بیماری های لکه گریسی
 
1) بیماری لکه گریسی ( Greasy spot )
2) ملانوز ( سیاه زبری ) (Mlanose  )
3) لکه فئورامولاریایی میوه و برگ (  Phaeoramularia fruit and leaf spot)
4) سفیدک پودری ( Powdery mildew )
 
زگیلک مرکبات
 
1) زگیلک مرکبات (Citrus scab  )
2) لکه سپتوریایی (Septoria spot  )
3) لکه دوده ای (Oil spotting  )
4) فضله مگسی (Flyspeck  )
5) کپک دوده ای ( Sottu mold )
[ دوشنبه چهارم مرداد 1389 ] [ 3:3 ] [ شایان فقانی ]
عامل بیماری
عامل
بیماری از قارچهای رده Ascomycetes راسته Erysiphales و خانواده
Erysiphaceae به نام podosphaera leucotriha salmon است که فولکرهای
کلیستوتسیوم آن بی‌رنگ یا قهوه‌ای رنگ و انتهای آن دو شاخه بوده و حاوی یک
آسک است. این قارچ از آنجا که دارای زادآوری جنسی و غیرجنسی است.
لذا
فرم غیر جنسی آن Oidium Farinosum نامگذاری گردیده که دارای کنیدی‌بر و
کنیدی است. کنیدی‌برها طویل و انشعاب کمی دارند که بر روی آن کنیدیهای
بیضوی یا مستطیلی قرار دارد.

جوانه زدن کنیدی پس از 2 ساعت شروع
می‌شود و محل جوانه زدن در اثر تماس با میزبان بهتر به انجام می‌رسد. در
شرایط مساعد جوانه کنیدی از گوشه آن شروع و لوله تندش از آنجا بیرون می‌آید
که این لوله تندش ابتدا کوچک است و به زودی اندام چسبنده‌ای به نام
آپوسوریوم مشخص می‌شود که توسط آن روی نباتات تثبیت می‌گردد. سپس از وسط
این اندام چسبنده هیف به درون میزبان رخنه می‌کند و در فضای بین‌سلولی
کله‌ها ، گسترش می‌یابند. سلول مادری بعد از استقرار و گسترش قارچ و شروع
تغذیه از میزبان از بین نمی‌رود که این از مشخصه اصلی و کلی سفیدک‌هاست.

4
روز پس از سپری شدن دوران کمون و ظهور علائم بیماری ، کنیدیوفورها از
قسمتهای سلول رویشی کلی ظاهر می‌گردند. رشته‌های میسلیوم قارچ سطحی بوده و
در سطح قسمت مورد ابتلا از قبیل برگ ، گل ، میوه‌های جوان ، ساقه های
یکساله می‌روید و تامین مواد غذایی توسط لکه‌ها صورت می‌گیرد. کنیدی‌ها
زنجیروار و بطور نامحدود بر روی کنیدیوفور تشکیل می‌شوند و در آلودگی ثانوی
نقش اساسی را بازی می‌کنند


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم مرداد 1389 ] [ 2:59 ] [ شایان فقانی ]
زنگ سياه ساقه گندم wheat black stem rust


زنگ سياه ساقه يكي از بيماريهاي شناخته شده غلات است. تقريباً در تمامي مناطقي كه اين محصول كشت مي‌شوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوكسينيا P. g. avenae يولاف، و گونه پوكسينيا P.g.secalis چاودار را آلوده مي‌كند. علائم بيماري بيشتر روي ساقه وغلاف برگها ظاهر مي‌شود پهنك برگ و خوشه‌ها نيز ممكن است آلوده شوند. اسپور روي ميزبانهاي مختلف غلات توليد مي‌شود. يوريديوسپورها در داخل تاولها يوريديا توسعه يافته پس از مدتي اپيدرم را پاره كرده، توده‌اي از اسپورهاي قهوه‌اي مايل به قرمز آشكار مي‌شوند. تاولهاي زنگ نواري بزرگتر است.

يوريديا بيضي شكل يا كشيده وبافت اپيدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممكن است در هر دو سطح زيرين و رويي برگ ظاهر شوند. يوريديوسپورهاي P.graminis قهوه‌اي مايل به قرمز، تخم مرغي شكل، با زوايد خار مانند هستند. توليد اسپور تا زماني كه گياه به مرحله رسيدن نزديك مي‌شوند ادامه مي‌يابد. با شروع مرحله رسيدن گياه توليد يوريديوسپور كاهش مي‌يابد. در اين زمان تليوسپورها درون تليا كه در محل يوريديها در ساير قسمتها تشكيل مي‌شود، به وجود مي‌آيند. تليوسپورها دو سلولي، تقريباً سه گوش وبه رنگ قهوه‌اي تيره هستند. تليوسپور قسمتي از پايه خود را همراه داشته، داراي ديواره ضخيم است. سلول انتهايي گرد يا نسبتاً نوك دار است. تليوسپورها اغلب اپيدرم را پاره كرده از آن خارج مي‌شوند. در طول زمستان تليوسپورها در بافت گياهي باقي مانده يا ممكن است با توليد بازيديوسپور، به صورت اولين مرحله توليد مثل جنسي به سربرند. زرشك معمولي Berberis vulgaris گونه‌هاي جنس ماهونيا Mahonia ميزبانهاي واسط براي Puccinia graminis هستند.

باد يوريديوسپورهاي زنگ سياه غلات را به مناطق دور دست منتقل مي‌كند. در طي دوره رشد گياهان ميزبان ، چرخه‌هاي توليد يوريديا هر 14-21 روز تكرار شده، موجب پخش سريع بيماري در مناطق وسيع مي‌گردد. اين بيماري به همراه زنگ قهوه‌اي شديداً مورد توجه متخصصان بيماري شناسي گياهي، اصلاح نباتات وساير دانشمندان است. در گذشته پيدايش نژادهاي فيزيولوژيك جديد از طريق توليد مثل جنسي، روي ميزبان واسط، زرشك، باعث كاهش شديد محصول مي‌شد و كارايي ارقام مقاوم را كاهش مي‌داد . جود اپيدمي در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

کنترل زنگ سياه ساقه:
ريشه كني زرشك و كار حساب شده روي ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزايش پايداري مقاومت به زنگ ساقه و كاهش اپيدمي زنگهاست.

سايپروکونازول(آلتو) SL 10% نيم ليتر در هکتار

تبوکونازول(فوليکور) EW 25% يک ليتر درهکتار

فلوتريافول(ايمپکت) SC 12.5% يک ليتر در هکتار

پروپيکونازول(تيلت) EC 25% نيم ليتر درهکتار.

کنترل شيميايي به محض مشاهده اولين علائم کانون کوبي شود. درصورت وجود اپيدمي در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.
[ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 2:58 ] [ شایان فقانی ]

بيماري زنگ برگي (قهوه‌اي) گندم wheat leaf rust


زنگ برگ يك بيماري جدي گندم، چاودار، تريتيكاله وبسياري از گندميان است كه توسط قارچ Puccinia recondita ايجاد مي‌شود. پاتوژن روي جو، قدرت پارازيتي ضعيفي دارد، اما يولاف را آلوده نمي‌كند. گونه ديگري از قارچ به نام P.hordei وجود دارد كه اغلب به جو حمله مي‌كند. علائم بيماري به صورت جوشهاي بيضي شكل كوچك و پراكنده با رنگ سياه متمايل به قرمز ، در سطح پهنك و روي غلاف برگ ظاهر مي‌شود. بر خلاف زنگ ساقه گندم، توده يوريديوسپور بيشتر در بافت ميزبان فرو مي‌رود و باعث از هم پاشيدن اپيدرم نمي شود. يوريديوسپورهاي Puccinia recondita قرمز پرتقالي تا سياه مايل به قرمز، خاردار ، كروي و معمولاً به قطر 20- 28 ميكرون هستند. تليوسپورها سياه مايل به قهوه‌اي، دو سلولي با ديواره ضخيم هستند. قسمت انتهايي اسپور ممكن است گرد يا پهن باشد. تليا در طول مراحل نهايي رشد گياه به صورت جوشهايي روي غلاف برگها و يا در سطح پهنك برگ به وجود مي‌آيند. تليوسپورها در بافت برگ باقي مي‌مانند و به وسيله اپيدرم پوشيده مي‌شوند. گونه‌هاي جنسهاي تاليك‌تروم و آنچوسا Thalictrum وAnchusa ، به عنوان ميزبانهاي واسط پوكسينيا ركونديتا معرفي شده‌اند و وجود آنها در بعضي از مناطق اروپا گزارش شده‌است، اما در ايجاد نژاد جديد اين قارچ نقشي ندارند. در مناطق معتدل، پاتوژن از سالي به سال ديگر به صورت ميسليوم يا مناطق گرم نيز تابستانگذراني قارچ در ارتفاعات بلند و در مناطق خنكتر انجام مي‌شود. زنگ برگ با استفاده از ارقام مقاوم غلات يا كشت مولتي لاين بخوبي كنترل مي‌شود.
کنترل زنگ قهوه ای گندم:
قارچكشهايي مثل ترياديمفون (بايلتون) وبوتريزول( ايندار) در كنترل زنگ قهوه‌اي مؤثر هستند و در صورت وجود اپيدمي، مصرف آنها اقتصادي است.



سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.
[ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 2:55 ] [ شایان فقانی ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس